X
تبلیغات
برگه دان مدیریت

برگه دان مدیریت
(مدیریت اموربرمبنای درک صحیح از اوضاع پیرامون)
قالب وبلاگ

بزرگ‌ترین ماجراجویی تاریخ بشر: وویجر ۱ از منظومه شمسی خارج شد

بالاخره انتظار دانشمندان به سر رسید و نخستین ابزار ساخته دست بشر توانست به فضای خارج منظومه شمسی وارد شود. وویجر۱، فضاپیمای ۳۶ ساله ناسا که ۱۹ میلیارد کیلومتر از خانه‌اش دور شده، یک سال است که از مرزهای خارجی منظومه شمسی خارج و وارد فضای می‌ان‌ستاره‌ای شده است. 

به گزارش بی‌بی‌سی، فضاپیمای وویجر۱ در سال ۲۰۰۴/۱۳۸۳ به مرز منظومه شمسی که از آن به هلیوپاز یاد می‌شود، رسیده بود. اینجا جایی است که پلاسمای خورشیدی با پلاسمای می‌ان‌ستاره‌ای به تعادل رسیده و سرعت بادهای خورشیدی در آن به‌شدت افت می‌کند. وویجر۱ به ابزاری مجهز بود که می‌توانست عبور از این منطقه را با دقت مشخص کند، اما این ابزار در سال ۱۹۸۰/۱۳۵۹ از کار افتاد و به همین دلیل، کسی نمی‌دانست چقدر طول می‌کشد تا وویجر۱ از این منطقه عبور کند. اکنون دانشمندان با انتشار مقاله‌ای در نشریه ساینس اعلام کرده‌اند که این فضاپیما در آگوست ۲۰۱۲/مرداد ۱۳۹۱ از منظومه شمسی خارج و به فضای می‌ان‌ستاره‌ای وارد شده است. 

این کشف به کمک یکی از طوفان‌های بزرگ خورشیدی اتفاق افتاده است. در مارس ۲۰۱۲/اسفند ۱۳۹۰، فوران عظیمی در سطح خورشید اتفاق افتاد که طوفانی از ذرات باردار و پرانرژی را به سوی وویجر۱ روانه کرد. این طوفان ۱۳ ماه بعد به وویجر رسید و کامپیو‌تر این فضاپیما اطلاعات اندازه‌گیری‌شده را به سوی زمین مخابره کرد. این اطلاعات رادیویی پس از ۱۷ ساعت به زمین رسید و دانشمندان با تحلیل آن‌ها متوجه شدند چگالی این ذرات ۴۰ برابر بیشتر از مقداری است که اگر در وویجر در هلیوپاز قرار داشت، می‌بایست اندازه‌گیری می‌کرد. پژوهشگران به جستجوی اطلاعات دریافتی از وویجر در ماه‌های قبل پرداختند و توانستند اثرات مشابهی را در اکتبر و نوامبر ۲۰۱۲ / مهر و آبان ۱۳۹۱ مشاهده کنند. با مقایسه این پدیده‌ها، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که وویجر۱ در ۲۵ آگوست ۲۰۱۲/۴ شهریور ۱۳۹۱ از منظومه شمسی خارج شده و در آن زمان، فاصله‌اش از ما ۱۲۱ واحدنجومی بوده است. (واحد نجومی معادل فاصله متوسط زمین از خورشید در طول یک سال یا تقریبا ۱۵۰ میلیون کیلومتر است). 

وویجر۱ در سپتامبر ۱۹۷۷/شهریور ۱۳۵۶ و ۱۶ روز پس از فضاپیمای وویجر۲ پرتاب شد. وویجر۱ در مارس ۱۹۷۹/اسفند ۱۳۵۷ به سیاره مشتری رسید و با استفاده از گرانش عظیم این سیاره خود را به سوی سیاره زحل پرتاب کرد. این فضاپیما در نوامبر ۱۹۸۰/آبان ۱۳۵۹ از کنار زحل گذشت و رهسپار مرزهای خارجی منظومه شمسی شد. اگر تغییری در مدار وویجر۱ ایجاد نشود، حدود ۴۰هزار سال دیگر از فاصله ۱. ۶ سال‌نوری ستاره‌ای در صورت‌فلکی زرافه عبور خواهد کرد. 

فضاپیمای دیگر یعنی وویجر۲ در جولای ۱۹۷۹/تیر ۱۳۵۸ به مشتری رسید و در آگوست ۱۹۸۱/شهریور ۱۳۶۰ از کنار زحل عبور کرد؛ اما ماموریت وویجر۲ این بود که با استفاده از جاذبه زحل، خود را به سیارات اورانوس و نپتون برساند که در ژانویه ۱۹۸۶/بهمن ۱۳۶۴ و آگوست ۱۹۸۹/شهریور ۱۳۶۸ از کنار آن‌ها عبور کرد و سپس مسیر خود را به سوی خارج منظومه شمسی ادامه داد. وویجر۲ قرار است حدود ۲۹۶هزار سال دیگر از فاصله ۴. ۳ سال‌نوری شباهنگ، پرنور‌ترین ستاره آسمان شب بگذرد. روی این دو فضاپیما لوحی طلایی به همراه یک مجموعه اطلاعات دیجیتالی قرار دارد که حامل پیام دوستی مردم زمین، موقعیت زمین و منظومه شمسی نسبت به ستارگان اطراف و نمونه‌هایی از صدا و تصویر موجودات زنده روی زمین و آثار برجسته فرهنگی انسان‌های روی زمین است. 

مهندسان ناسا امیدوارند ژنراتورهای هسته‌ای نصب‌شده روی این دو فضاپیما تا سال ۲۰۲۰/۱۳۹۹ دوام بیاورند و خصوصا وویجر۱ بتواند اطلاعات ارزشمندی از فضای می‌ان‌ستاره‌ای برای ما ارسال کند

 

[ جمعه 1392/06/22 ] [ 12:16 ] [ شاهوزایی ] [ ]
«وای فای» جای خود را به «لای فای» می دهد
از دو سال پیش تاکنون در یک شرکتِ ارتباطات در پاریس، از فن آوری انتقال داده ها از طریق نور موسوم به «لای فای» استفاده می شود.
از دو سال پیش تاکنون در یک شرکتِ ارتباطات در پاریس، از فن آوری انتقال داده ها از طریق نور موسوم به «لای فای» استفاده می شود.

سدریک مایر مدیر شرکت اولد کام در این باره بیشتر توضیح می دهد: « برای خواندن داده ها چیزی داریم که به آن دریافت کننده «لای فای» می گویند. این دستگاه، اطلاعات را در مرحله اول تشخیص و بعد آنها را به موزیک تبدیل می کند. مثلا اگر آن را زیراین لامپ مخصوص قرار دهیم، شروع به نواختن موسیقی می کند.»

کاربرد دیگر این فن آوری ارسال فایل های ویدیوئی است. به این صورت که تصاویر ضبط شده دوربین مدار بسته از طریق پرتوهای نور به تلویزیون منتقل می شوند.

با اینکه در مزیت های «لای فای» شکی نیست ولی هنوز با کامل شدن فاصله دارد. ژان ایو بودک استاد دانشکده پلی تکنیک لوزان در سوئیس در این مورد می گوید : « سیستمی که از طریق آن با لامپ ارتباط برقرار می شود مثلا تلفن هوشمندتان، باید قابلیت دریافت پرتوهای نوری را داشته باشد. مسئله ای که نسل فعلی تلفن های همراه نسبت به آن محدودیت دارند.»

درحال حاضر تعدادی از شرکت های آلمانی، ژاپنی و آمریکایی در تلاشند تا اپلیکیشن وب این فن آوری را طراحی کنند. در پاریس وعده تولید این محصول از سال ۲۰۱۴ آن هم با قیمتی کمتر از هشتاد یورو داده شده است.
lnternet
[ یکشنبه 1392/05/20 ] [ 22:8 ] [ شاهوزایی ] [ ]

بردن همه چیز نیست، تکامل طرفدار همکاری است: نتیجه تحقیقات میشیگان

تحقیقات دانشگاه ایالت میشیگان نشان می‌دهد که تکامل طرفدار همکاری است و اگرچه خودخواهی موفقیت کوتاه‌مدت به دنبال دارد، افراد از خودراضی و خودخواه در نهایت از رده خارج می‌شوند، زیرا قدرت رقابت با رقبایی را که برای رسیدن به اهداف مشترکشان با یکدیگر همکاری می‌کنند، ندارند.
[ سه شنبه 1392/05/15 ] [ 21:40 ] [ شاهوزایی ] [ ]

شاهوزایی محمد:دیروز حکم تنفید رای مردم به رییس جمهور متنخب توسط رهبرفرزانه انقلاب بود که با شعار دولت تدبیر و امیدحائزاکثریت مطلق آرا شده بود. اما دو نکته:

-در دهه پیشرفت و توسعه دولت 11 در رابطه با مدیریت امور و انتخاب سرمایه انسانی  بعنوان عنصر اصلی و بی بدیل توسعه و پیشرفت و با توجه به تعدد قومیت ها ،جریانهای سیاسی ،هنجارهای رفتاری ،منتقدین و... چگونه عمل خواهد کرد؟

-تدبیر و امید در رابطه با مدیریت اقتصادی چگونه می اندیشد؟

به نظر می رسد تحقق این مهم نیازمند تغییر بینش هاست .و راهکار انجام  رسالت در دهه آتی،تغییر ساختارها با رویکرد بنیان نهادن  بینش های  های نو متناسب با تحولات جاری ملی،منطقه ای و جهانی است .

باید پذیرفت که انعطاف در سیاست های اصولی  نیازمند یک تغییر و رفرم در مدیریت آینده جامعه است.

نیازها تغییر کرده اند اما ساختارها  کماکان قدیمی  و برنامه ها فاقد نواوری و جهت ها کاملا یک سویه هستند.

سهراب سپهری شاید مدیریت نخوانده بود اما در خصوص روش شناسی و تغیییر دیگاهها  جمله زیبایی دارد که میگوید:

چشم ها را باید شست                                جور دیگر باید دید.

هم خود  و هم دیگران را باید جور دیگر دید.اثبات خویش در گفتاری است که به عمل نیکو و ماندگار شود و گرنه به سراب آرمانگرایی  دچار خواهیم شد که انتهایش چیزی جز خیال پردازی و توهم خود بینی نخواهد بود..امید است واژه ها که زیبایند در اذهان آینده ما و آیندگان دیگر خاطری خوش را از رنج دوران پدید آورند.خاصه انکه عدالت ،تدبیر،امید،پیشرفت و توسعه با نامی بسیار بزرگ به نام نامی نامها ( ایران ) عجین شوند.

گاهی چالش ها تبدیل به فرصت می شوند.

گاهی چالش ها تبدیل به بحران می شوند.

در هر دو حالت تغییر ثمر و نتیجه کار است .اما تغییری موثر است که خود خواهان آن باشیم تا برایش برنامه داشته باشیم نه تغییری که برما تحمیل شود و افسار و عنان کار از دست برون رود.

باید صبر کرد و امیدوار بود تا انشالله فرصت سوزیهای گذشته تجربه ای برای فرصت سازی در آینده باشند.

[ یکشنبه 1392/05/13 ] [ 1:11 ] [ شاهوزایی ] [ ]

شفقنا – پاپ فرانسیس در پیامی به مناسبت عید فطر به مسلمانان دعوت به احترام متقابل بین مسیحیت و اسلام نموده و خواهان پایان دادن به هرگونه انتقاد غیر منصفانه بین این دو دین شد.

به گزارش شفقنا از رسانه رسمی کلیسای واتیکان پاپ فرانسیس که شخصا این پیام را امضا کرده است آورده است: ما فراخوانده شده ایم تا به دین دیگر، آموزه های آن دین، سمبل ها و  ارزش ها یش احترام بگذاریم.

من تصمیم گرفته ام شخصا این پیام را امضا کنم وآن را به دوستان مسلمان در سراسر جان ارسال نمایم تا تهنیت و دوستی خود را به  مسلمان به ویژه رهبران مسلمان ابراز نمایم

ما می دانیم که احترام متقابل موضوعی بنیادی در روابط انسانی به ویژه فی مابین آنان که به ادیان باور دارند می باشد.

[ شنبه 1392/05/12 ] [ 0:33 ] [ شاهوزایی ] [ ]

موشی افسار شتری را گرفت و به راه افتاد. شتر به دلیل طبع آرامی که دارد با وی همراه شد؛ ولی در باطن منتظر فرصتی بود تا خطای موش را به وی گوشزد کند. آنها به راه ادامه دادند تا به کنار رودخانه‌ای رسیدند. موش از حرکت ایستاد. شتر از او پرسید "چرا ایستاده‌ای؟ تو رهبر و پیشاهنگ من هستی!"

موش گفت: "این رودخانه خیلی عمیق است".

شتر پایش را در آب نهاد و رو به موش گفت: "اما عمق این آب فقط تا زانوست".

موش گفت: "بلی، اما میان زانوی من و تو فرق بسیار است".

شتر پاسخ داد: "پس تو هم از این پس رهبری موشانی چون خود را بر عهده گیر!"

چون پیمبر نیستی پس رو براه/ تا رسی از چاه روزی سوی جاه/  تو رعیت باش گر سلطان نئی/ خود مران                                                                          

                                                                         چون مرد کشتی‌بان نئی!


[ دوشنبه 1392/05/07 ] [ 16:48 ] [ شاهوزایی ] [ ]


ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

 

« اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»


[ جمعه 1392/05/04 ] [ 16:43 ] [ شاهوزایی ] [ ]

 برای پیش بینی آینده باید آن را ساخت.

 بزرگترین چالش آینده فقدان اطلاعات لازم از محیط بیرونی توسط مدیران است.

مهاجران بعنوان مهمانان محیط بیرونی برگ برنده هر سازمان و محیط اجتماعی خواهند بود.

در آینده دیگر باسوادی رایانه ای کفایت نخواهد کرد بلکه  باسوادی اطلاعات بعنوان مهارتی قابل لمس برای مدیرات خواهد بود.

فردا و فرداها تشخیص مرزهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را دیگر را با میل مرزی و قراردادهای سیاسی  و...ممکن نخواهد بود بلکه مبنای این مرز تسلسل و پایداری در بدست آوردن و تحلیل چهار مبنای ساختن آینده شامل :

                             داده                   اطلاعات                   دانش                           خرد

خواهد بود و حفظ مرزها و مهمتر از ان حفظ هویت در تمام ابعاد ، سرمایه گذاری بروی چهار عنصر فوق با رویکرد آینده نگری و ساختن آینده مقدور خواهد شد.

 البته پر واضح است با رویا پردازی و احساس غرور به گذشته ساخته شده توسط دیگران، جامعه و کاریزماهای آن به جایی نخواهند رسید و نتیجه اینکه مرزها  فرو خواهد ریخت و مالکیت ما از آن دیگران خواهد گردید.

نکته مهمتر اینکه تمام مراحل هویت و حریم در این اثنا تحت تاثیر قرار خواهد گرفت .از هویت فردی و خانوادگی تا اعتبار ملی و منطقه ای و بین المللی همه و همه.

پس چاره کار داشتن برنامه براساس  جمع آوری داده ها ،تبدیل داده ها به اطلاعات ،تحلیل اطلاعات و تبدیل آنها به دانش و در نهایت تشکیل گنجینه و خزانه ای پایدار بنام خرد برای تصمیم گیری و تصمیم سازی  خواهد بود .

یادمان باشد بازیابی ،باز سازی ،بروز آوری بعنوان ابزار بازخورد چهار مبنای اعلام شده در فرایند ساختن ما را در بازیابی گذشته و بازسازی حال و بروز کردن فردای امروز  مدد رسان خواهند بود .

[ چهارشنبه 1392/04/26 ] [ 18:33 ] [ شاهوزایی ] [ ]

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند.


[ دوشنبه 1392/04/24 ] [ 21:42 ] [ شاهوزایی ] [ ]
تیم ملی والیبال ج ا ا  با اقتدار و سر شار از غرور 70 میلیون ایرانی تیم ملی ژرمن ها را سه بر صفر شکست داد پیش از آن نیز موفق شده بود تیمهای صربستان و ایتالیا و کوبا را شکست بدهد .

در این بین آنچه مهم است این نکته اساسی است که این موفقیت را نمی توان اتفاقی دانست و با بررسی ساده موضوع میتوان به چند نکته مهم  مدیریتی اشاره کرد:

1-ثبات در برنامه های بلند مدت و میان مدت

2-ثبات نسبتا قابل قبول در مدیریت فدراسیون

3-بکارگیری علوم نوین و متخصصین اهل فن

4-سرمایه گذاری هدفمند روی نیروی انسانی در مقاطع و گروههای مختلف

5-مدیریت زمان 

6- موفقیت پله ای حاصل از نتایج 5 عامل فوق الذکر  امروز سبب شده است والیبال ایران در جهان عرض اندام نماید و تحسین همگان را به دنبال داشته باشد.

اما در این اثنا آنچه مهم است اینست که والیبال ایران میتواندالگوی یک کار تیمی برای سایر حوزه های مدیریتی همانند سایر فدراسیونها و وزارتخانه ها باشد.امری که آرزوی همه ما ایرانیان است.

[ جمعه 1392/04/21 ] [ 23:5 ] [ شاهوزایی ] [ ]

بهترين مدير فردي است كه در انتخاب بهترين افراد براي انجام كار موردنظر درك كافي داشته باشد و به اندازه كافي خويشتن داري داشته باشد كه وقتي آنان در حال انجام كار هستند در كار آنان دخالت نكند. The best executive is the one who has sense enough to pick good men to do what he wants done, and self-restraint enough to keep from meddling with them while they do it.Theodore Roosevelt

[ یکشنبه 1392/04/16 ] [ 21:7 ] [ شاهوزایی ] [ ]
شاهوزایی محمد:سالهاست فرهنگی در ادبیات سیاسی حاکم  است که میگوید :هر نفر یک رای =حکومت آرای مردم  بر جامعه(آرای اکثریت) .اگر چه این مهم بهترین نوع نیست اما استدلال می شود منطقی ترین روش است که جایگزین بهتری وجود ندارد ضمن اینکه روشهای اجرای ان در جوامع مختلف متفاوت است.و با اصول و تفسیرو کار کردهای خاصی عمل می شود.به نوعی می توان گفت که مدیریت سیاسی مبتنی بر رای مردم  دارای تنوع خاصی است.که عموما بصورت دو مرحله ای  اجرا می شود.  یعنی اینکه در مرحله اول نخبگان و مدعیان نشستن بر اریکه مدیریت سیاسی جامعه  توسط عده ای دیگر از نخبگان  که در چار چوب یک ساز وکار تعریف شده در مسند تعیین صلاحیت هستند گزینش می شوند .آنگاه :

در مرحله دوم مردم عوام اقدام به انتخاب با رای خود می کنند و انتخاب افراد مستقیم  توسط آرای مردم تعیین نمی شود.با این حال باز هم شاهدیم که آرای تک تک افراد به نخبگان مدعی مدیریت سیاسی جامعه نتوانسته است خواسته های جامعه امروزی  را  پاسخ گو باشد.و استعفا و کنار زدن  زمامداران سیاسی گواهی بر این مدعاست.

همچنین در این بین آسیب های این نوع انتخاب اثر گذاری و کار کرد های مثبت  حکومت مردم بر مردم  را با تعریف و روشهای امروزه کاملا زیر سئوال برده است.آسیب هایی نظیر تطمیع افراد ،تحریک آنان با روشهای گوناگون( حس ناسیونالیستی و مذهبی و ...) 

به گمانم دیگر وقت آن رسیده که نخبگان را نخبگان انتخاب کنندو این نخبگان میتوانند نخبگان سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی باشند.و این متولیان انتخاب کننده نیز بر اساس شرایط و شاخص هایی همانند شرایط انتخاب شوندگان میتوانند جایگاه قانونی  و حقوقی بعنوان نخبه داشته باشند.که البته اینکه شرایط چگونه حاصل شوند نیاز به بحث،گفتگو و تشکیل اتاق فکر های محلی و ملی دارد تا به سر انجام برسد.اما آنچه مهم است دیگر انتخاب افراد براساس  رای تک تک افراد همانند رای یک مخترع +رای بازاری و رای یک بزهکار و...در کنار هم نتوانسته مشکلات اجتماع امروزی بشر را حل و فصل کند .واقعیت اینست که امروز بر اساس فشار های ناشی ازایجاد  هژمونی  غرب  ،مدیریت سیاسی در جهان که به نوعی مدیریت رفاه مردم را نیز در دست دارد  سرعت رسیدن به عدالت در تمام حوزه ها را با انتشار و نبلیغ حکومت مردم بر مردم (دموکراسی)دچار چالش جدی کرده است.و ما که اعتقاد اسلامی داریم و انتطار و خواسته ای به نام رسیدن به کمال و سعادت بشری را در سر می پرورانیم به هیچ عنوان نتوانسته نتایج مطلوبی برایمان به همراه داشته باشد.و واضح تر از آن عمر کوتاه و متلاشی شدن دولتها و در مقام عمل نارضایتی زاید الوصف از عملکرد این نوع انتخاب است که متاسفانه بشر چون در مقام عمل انجام شده ناشی از نهادینه شدن فرهنگ این نوع از سبک  انتخاب قرار دارد ،دوباره و دوباره و چند باره در  چالشی به نام انتخاب روشی به اسم دموکراسی افتاده است که نه تنها مشکلاتش حل نشده بلکه اسایش،رفاه و بعضا هویتش را بدون آنکه بداند به یغما می برند.

کلام آخر:دیگر وقت آن رسیده هزینه های این روش انتخاب را در قالب رفرمی باید کاهش داد.و اگاهانه دست به تغییر انتخاب برای انتخابی بزرگتر زد.

امروز پریشان حالیهای غرب و خاورمیانه که دو حوزه مدعی در مدیریت جهانی هستند و ما که از تصمیمیات و انتخابهای انها تاثیر می پذیریم  گواهی میدهند  که  روش فعلی حکومت بر جهان که ناشی از اراده تک تک افراد اعم از عوام و خواص که عوام غالبند برخواص ،دست آوردی برای عوام کمتر داشته است.لذا خواص حاضر نیستند دست به تغییر بزنند.و این تسلسل  برگزیدن، آینده بشر را تضمین نمی کند .

آنچه گفته شد ادعای بزرگی است  که در آینده مدیریت جهانی شاهد تغییرات تدریجی آن خواهیم بود امری که در خفا و بصورت غیر مستقیم  نیز در حال حاضر  انجام می گیرد.اما بهتر آنست که این روش فرهنگ حاکم بر گزیدن و انتخاب،مدون و قانونمند باشد. تا مجالی برای ظهور و بروز و حضور همه تفکرات در مدیریت سیاسی جامعه باشد. و عوام بجای تلاش برای  تغییر افراد ،تلاش  کنند تغییر ساختار را به سر انجام برسانند تا مجبور نباشند امروز را بگویند خوش آمدید و فردا حال  بگویند برو بیرون. یعنی بازگشت به گذشته و این سندی بر تغییر دموکراسی  امروزی جهان ماست.

[ پنجشنبه 1392/04/13 ] [ 22:18 ] [ شاهوزایی ] [ ]
مدیریت در امور  وقتی اثر گذار است که :


 تصمیم سازی  قبل از تصمیم گیری  باشد.

امری که متاسفانه در فرهنگ و ادبیات اداری همواره جابجا بکار گرفته می شوند.

چرا که

توجیه تصمیم  غلط  بسی  آسانتر  از توجیه  ایجاد راه حل  چالش هاست.

[ چهارشنبه 1392/04/12 ] [ 21:48 ] [ شاهوزایی ] [ ]

باراک اوباما - جزیره گوری-دروازه یک طرفه

[ شنبه 1392/04/08 ] [ 20:38 ] [ شاهوزایی ] [ ]

به یاد حقوقدانی که رسم نامرسوم انتقاد دلسوزانه در جامعه را که نهادینه است به همراه گل آقا  ،معنا بخشید.اما متاسفانه هنوز در فرهنگ لغت اجتماعی و سیاسی امروز ما این مهم آنطور باید و شاید تجدید چاپ نشد.


[ شنبه 1391/11/14 ] [ 8:26 ] [ شاهوزایی ] [ ]

اگر ایمیلی با نام "اولین داروی ضد سرطان" دریافت کردید، ازباز کردن آن خوداری نمائید. این یک ویروس جاسوسی است که از تمامی اطلاعاتموجود در کامپیوتر شما کپی برداری میکند.

[ دوشنبه 1391/11/09 ] [ 10:47 ] [ شاهوزایی ] [ ]

همه ادعای خدمت و خیر خواهی ،اما بدلیل موازی کاری (خیر خواهی بیش از اندازه )و اینکه مخاطب مقابلش عقلش و  و صلاحیتش را  ندارد در مقابل دیدگان یکدیگر به ایفای عقل برای مدیریت  کشتی جهانی می پردازند.

[ پنجشنبه 1391/11/05 ] [ 12:22 ] [ شاهوزایی ] [ ]
ایسنا: محققان کالج دانشگاهی لندن (UCL)‌ دو تحقیق گسترده در حوزه سلامت آمریکا را مورد آنالیز دقیق قرار داده و نمونه DNA‌ بیش از چهار هزار نفر را بررسی کردند.

این مطالعه منجر به شناسایی توالی خاص ژنتیکی مرتبط با تصدی موقعیت مدیریت شد.
ژن rs4950‌ تعیین کننده تمایل فرد به مدیریت یا فرمانپذیری است و بر این اساس، افراد دارای این ژن تا 25 درصد بیش از سایرین دارای نقش نظارتی در محیط کار هستند.

دکتر «ژان مانوئل دنو» محقق ارشد این مطالعه تأکید می‌کند: ژن rs4950‌ تعیین کننده توانایی رهبری یا فرمانپذیری یک فرد است و داشتن این ژن، کلید تبدیل شدن به یک مدیر و رهبر موفق محسوب می‌شود.

با کشف «ژن مدیریت» می‌توان افراد مستعد تبدیل شدن به یک مدیر بزرگ را از بدو تولد شناسایی کرد؛ محققان نیز مدعی هستند که شرکت ها در آینده می توانند با انجام تست های ژنتیکی، افراد مستعد برای تصدی مشاغل مهم و مدیریتی را انتخاب کنند.
نتایج بدست آمده در این مطالعه نشان می دهد که مدیران بزرگی مانند مارتین لوتر کینگ، گاندی و نلسون ماندلا نیز احتمالا دارای «ژن مدیریت» بوده اند.

مطالعات بیشتری برای درک تعامل ژن rs4950‌ با سایر عوامل مانند محیط و آموزه های دوران کودکی باید انجام شود.

نتایج این مطالعه در مجله Leadership Quarterly منتشر شده است.

[ پنجشنبه 1391/10/28 ] [ 19:11 ] [ شاهوزایی ] [ ]
مجله هاروارد بیزینس ریوو در جدیدترین شماره خود فهرست 100 مدیرعامل برتر دنیا را در حوزه های مختلف منتشر کرده است که در این بین، مدیران اجرایی شرکت های دیجیتالی، فناوری اطلاعات و فناوری های پیشرفته، رتبه های بالای این فهرست را از آن خود کرده اند.

به گزارش مهر، هدف این مجله در ابتدا ارائه یک روش ساده و در عین حال دقیق برای ارزیابی عملکرد بلندمدت مدیران عامل بود؛ از این رو پنج سال پیش یک پروژه جهانی را برای رسیدگی به این چالش ها راه اندازی کردند، آنها می خواستند به چیزی بیش از توصیه اقدامات درست برای مدیران اجرایی و مدیران عامل دست یابند.

HBRمی گوید: هدف ما پیاده سازی یک سیستم امتیاز دهی بود که نه تنها عملکرد بلند مدت مدیران را ارزیابی کند بلکه شیوه ای را که هیات مدیره، مدیران اجرایی، مشاوران و نخگبان مدیرتی، مدیران عامل را با آن تصور و ارزیابی می کنند تغییر دهد.

سه سال پیش (ژانویه- فوریه 2010 )، HBR، چنین سیستم ارزیابی را ارائه کرد. این سیستم مدیران عامل را در کل دوره تصدی شان بر شرکت، مورد ارزیابی قرار داد. از این سیستم برای رتبه بندی عملکرد حدود دوهزار مدیرعامل در سراسر جهان استفاده شد.

در ماه جاری این مجله، نسخه جدیدی از تحلیل های خود را ارائه کرد. آنها این ارزیابی را در دو بعد جدید گسترش دادند: مدیران عاملی که عملکرد مالی خوبی داشتند و همچنین مدیران عامل و شرکت هایی که نه تنها عملکرد مالی بلکه عملکرد اجتماعی مطلوبی داشتند.

در این بررسی، عملکرد بلند مدت هر مدیرعامل، از روز نخست تا روز آخر (یا مدیران عاملی که تا 31 اوت 2012 سر کار بودند- آخرین روز جمع آوری اطلاعات) ارزیابی شد.

آنها در ارزیابی خود میزان بازگشت سرمایه شرکت در طول مدیریت مدیرعامل و همچنین افزایش کلی بازار سرمایه را در نظر گرفتند.

100 مدیر اجرایی برتر در این فهرست عملکرد بسیار خوبی داشتند. به طور متوسط آنها 1،385 درصد بازگشت سرمایه داشتند و ارزش بازار شرکت را 40.2 میلیارد دلار افزایش دادند.

این مجله با معرفی 100 مدیر عامل برتر جهان، نشان داد مدیران عامل شرکت های دیجیتالی، فناوری اطلاعات، رایانه و فناوری های پیشرفته بیش از سایر مدیران، قدرتمند بوده اند.

رتبه یک: استیو جابز مدیرعامل اپل

تعجبی ندارد که بهترین مدیرعامل طی 17 سال گذشته، استیو جابز مدیرعامل شرکت اپل بوده است. وی رتبه نخست این فهرست را به خود اختصاص داده است.

از 1997 تا 2011 ارزش بازار اپل 359 میلیارد دلار افزایش یافت و میزان بازگشت سرمایه آن نیز به طور متوسط شاهد رشد سالانه 35 درصدی بود.


گفته می شود به واسطه مدیریت قدرتمند جابز بر اپل، تا مدتها شرکتی نمی تواند رکورد اپل را بزند.

رتبه دوم : جف بزوس مدیر عامل شرکت آمازون دات کام

وی که در فهرست پیشین HBRرتبه هفتم را داشت امسال پنج رتبه صعود کرده است. آمازون نیز بازگشت سرمایه 12،266 رصدی را شاهد بوده و ارزش بازار آن 111 میلیارد دلار افزایش را تجربه کرده است.


در سالهای اخیر این شرکت خرده فروشی آنلاین، علاوه بر فعالیت در زمینه های تخصصی اش ، وارد حوزه های کاری جدید مانند خدمات رایانش ابری نیز شده است. بر اساس آمار منتشر شده هیچ نشانی از روند کند فروش در این شرکت وجود ندارد . این شرکت در سال 2011 رشد چهل درصدی را در فروش خود داشته است.

رتبه سوم: یون جونگ- یونگ مدیر عامل سامسونگ الکترونیک

وی از سال 1996 تا 2008 مدیر عامل سامسونگ الکترونیک بود. این شرکت در صنعت فناوری اطلاعات فعالیت دارد و شاهد بازگشت سرمایه 1،559 بوده است.


رتبه چهارم: راجر آنلی مدیرعامل شرکت ویل

آنلی از سال 2001 تا 2011 مدیر عامل شرکت ویل بود که در زمینه مواد کار می کند. این شرکت طی این مدت بازگشت سرمایه 934 درصدی داشته است.

رتبه پنجم: جان مارتین مدیر عامل شرکت گیلید ساینسز

مارتین از سال 1996 تا کنون مدیر عامل گیلید ساینسز است. شرکت وی که در زمینه مراقبت بهداشتی فعالیت دارد 2552 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه ششم :چونگ مونگ – کو مدیرعامل شرکت هیوندایی

مونگ کو از سال 1999 تا کنون مدیریت عامل شرکت خودروسازی هیوندایی کره جنوبی را بر عهده دارد. وی توانسته طی این مدت 2024 درصد بازگشت سرمایه برای این شرکت بیاورد.

رتبه هفتم: وای- سی دوشوار مدیر عامل شرکت ITC

دوشوار از 1999 تا کنون مدیر عامل شرکت ITCاست.این شرکت که در زمینه محصولات مصرفی فعالیت دارد، تحت مدیریت دشوار 3308 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه هشتم : دیوید سیمون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ

سیمون از سال 1995 تا کنون مدیر عامل شرکت سیمون پراپرتی گروپ است که در عرصه خدمات مالی فعالیت دارد. این شرکت 1199 درصد بازگشت سرمایه داشته است.

رتبه نهم: مارگارت وایتمن مدیرعامل شرکت eBay

عملکرد وی به عنوان مدیر عامل شرکت eBayاز 1998 تا 2008 موجب شد وی به رتبه 9 در بین مدیران عامل سراسر جهان برسد. شرکت او در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد و او توانست بازگشت سرمایه 1434 درصدی را داشته باشد.


گفتنی است فقط 1.9 درصد از مدیران عامل سراسر جهان در این بررسی زن بودند.

رتبه دهم : جان چمبرز مدیر عامل شرکت سیزکو سیستم

چمبرز که شرکتش در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت دارد از 1995 تا کنون توانسته بازگشت سرمایه 564 درصدی را ایجاد کند.

دیگر مدیران عامل فعال در حوزه دیجیتال و فناوری اطلاعات حاضر در این فهرست صد تایی:

رتبه 35: اریک اشمیت مدیرعامل گوگل(2001 – 2011)

رتبه 41: جان تامسون مدیرعامل سیمانتک (1999-2009)

رتبه 49: تومئو کانابایاشی مدیرعامل NTT Data  1995- 1999)

رتبه 65: سانیل بارتی میتال مدیرعامل بارتی ایرتل (1995 – تا کنون )

رتبه 81: تیم کوگل مدیرعامل یاهو (1995-2001)

رتبه 83: مینگ کای تسای مدیرعامل مدیا تک (1997- تا کنون)

رتبه 86: وانگ جیانژو مدیرعامل چاینا موبایل (2004- 2010)

[ شنبه 1391/10/09 ] [ 15:56 ] [ شاهوزایی ] [ ]

سخنران بیت رهبری: رشوه گیری میلیاردی در وزارت نفت

حجت الاسلام ناصر نقویان در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه تربیت مدرس، با انتقاد از برخی نابسامانی ها گفت: یکی از دوستان بنده برای اینکه پروژه‌ای را در وزارت نفت انجام دهد، مجبور شد به یکی از معاونین یا مدیران کل آن وزارتخانه، مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان رشوه بدهد و من وقتی کپی چک مربوط به آن رشوه را به آقای پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور  نشان داده و ایشان را در جریان آن موضوع قرار دادم، ایشان در جواب گفتند: ای بابا! اینجور چیزها که در مملکت بسیار است.

به گزارش بازتاب ؛ وی در ادامه با انتقاد شدید از این وضعیت اظهار داشت:جوانی که به دلیل ضعف مالی نمی‌تواند ازدواج کند برطبق سیره حکومتی امیر المؤمنینعلیه‌السلام حکومت موظف است تا او را به تزویج درآورد، آن وقت شما آن جوان بیچاره را که از بیکاری و فقر برای بقای خودش به زورگیری رو آورده را می‌گیرید و می‌چرخانید و مجازاتش  می‌کنید امّا چشمتان را بر این خلاف‌های سنگین که عامل اصلی شکل‌گیری جرائم خرد در جامعه است می‌بندید.

نقویان که در سلسله نشست های معرفتی با عنوان «رشدیافتگی» سخن می گفت، اظهار داشت: اگرچه ما در سی و چند سالی که از انقلابمان می‌گذرد بر روی مبانی اعتقادی شیعه در کتابها، رسانه‌ها، جلسات، روضه‌ها و ..... بسیار کار کرده‌ایم ولی در عمل نتوانسته‌ایم آن حق‌مداری را محقق کرده و به اجرا در آوریم و در این شاخص‌های انسانی نظیر ریشه‌کنی دروغ و وعده‌های بی‌اساس مردم و حاکمان در جامعه، برابری در مقابل قانون، توانایی مظلوم در گرفتن حق خود از ظالم، و ..... «ترقّی معکوس» داشته‌ایم.

وی با قرائت شعر معروف نسیم شمال که «کور شوم، لال شوم، کر شوم/ لیک محال است که من خر شوم» مردم ایران را مردم بیداری دانست که حکومت، توان فریب دادن آنها را ندارد و مردم، ضعفها، اشتباهات و تقصیرات حکومت‌مردان را می‌دانند و تحلیل می‌کنند.


ایشان افزود: عزل و نصب کارگزاران باید با دلیل و از روی حکمت باشد و نه از روی هوا و هوس، همانطور که امیرالمؤمنین علیه‌السلام دلیل عزل‌هایش را در سخنانش فرموده است.  چرا باید استاندار فلان استان به‌خاطر شرکت در سخنرانی انتقادآمیز ...، معزول شود؟! چرا ما ظرف 6 سال، 4 وزیر آموزش و پرورش عوض کرده‌ایم!؟! در حالیکه در دامداری‌های کشورهای غربی، دوشندگان شیر گاوها را عوض نمی‌کنند تا مبادا گاوی که به بوی بدن آن شیردوش عادت کرده است، شیرش کم نشود. گاوها هم اصل «ثبات در مدیریت» را که یک اصل اولیه و بدیهی است می‌دانند امّا این آقایان آن را نمی‌دانند.


چرا صدر اعظم آلمان شوهرش را از سوار شدن در هواپیمای دولتی منع می‌کند ولی این آدم که شعار ساده‌زیستی می‌داد با 120 نفر از دوستان و بستگانش به سفر نیویورک می‌رود.

آیا ایشان فکر می‌کند که با این مصاحبه‌های بدون خبرنگاری!! که با یک خبرنگار نابلد و با سؤالات از پیش مشخص‌شده انجام می‌دهد، می‌تواند مردم ما را گول بزند؟ اگر مرد است با ده نفر کارشناس خبره در موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی و .... مناظره برگزار کند. به قول معروف: «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!».

[ پنجشنبه 1391/10/07 ] [ 9:26 ] [ شاهوزایی ] [ ]

 حفظ قدرت و «ماندن در قدرت»، موضوعي است كه همواره موجب ايجاد روحيه‌ي محافظه‌كاري و تملق در افراد مي‌شود. تا آنجا كه بسياري از افراد و سياسيون براي آن‌كه در قدرت باقي بمانند، نه تنها حاضر به گفتن «حقيقت» نيستند بلكه حتي با «تملق» و چاپلوسي صاحب‌منصبان، موجب به وجود آمدن روحيه‌ي «عجب» و «غرور» در حاكمان و صاحب‌منصبان نيز مي‌شوند. از همين روي اميرالمؤمنين(ع) در منشور حكومت‌مداري خود به مالك اشتر چنين دستور مي‌دهد:

«فَاتَّخِذْ أُولَئِكَ خَاصَّةً لِخَلَوَاتِكَ وَ حَفَلاَتِكَ ثُمَّ لْیَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ اَلْحَقِّ لَكَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِیمَا یَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اَللَّهُ لِأَوْلِیَائِهِ وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَیْثُ وَقَعَ وَ الْصَقْ بِأَهْلِ اَلْوَرَعِ وَ اَلصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلاَّ یُطْرُوكَ وَ لاَ یَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ اَلْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ اَلزَّهْوَ وَ تُدْنِی مِنَ اَلْعِزَّةِ»: «بايد كه برگزيده‌ترين وزيران تو كساني باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد. و در كارهايي‌ كه خداوند بر دوستانش نمي‌پسندد كمتر تو را ياري كنند، هر چند، كه اين سخنان‌ و كارها تو را ناخوش آيد. به پرهيزگاران و راست‌گويان بپيوند، سپس، از آنان‌ بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلي كه مرتكب آن نشده‌اي، شادمانت‌ ندارند، زيرا ستايش آميخته به تملق، سبب خودپسندي شود و آدمي را به سركشي ‌وادارد.»

***

بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي، اگر چه حكومتي مبتني بر انديشه‌ي تشيع شكل گرفت اما با توجه به پيشينه‌ي تاريخي روحيه‌ي تملق و كذا عامل در قدرت بودن افراد،(و عوامل ديگري كه ذكر نشد) اين موضوع هم‌چنان ادامه يافت. اين در حالي است كه «سيره‌ي عملي و رفتاري» حضرت روح‌خدا، همواره در تضاد با اين مسأله بود تا جايي‌كه در چند جاي مختلف نيز مسؤولين را نسبت به اين عمل نهي كردند.

براي مثال، در ديدار نمايندگان مجلس با امام خميني، هنگامي كه مرحوم «فخرالدين حجازي»، نماينده‌ي مردم تهران دست به تعريف و تمجيد از امام زد، بلافاصله بعد از سخنان وي، امام فرمودند:

«من خوف این را دارم كه مطالبى كه آقاى حجازى فرمودند درباره‌ی من، باورم بیاید. من خوف این را دارم كه با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان براى من یك غرور و انحطاطى پیش بیاید. من به خداى تبارك و تعالى پناه مى‌برم از غرور. من اگر خودم را براى خودم نسبت به سایر انسان‌ها یك مرتبتى قائل باشم، این انحطاط فكرى است و انحطاط روحى. من در عین حال كه از آقاى حجازى تقدیر مى‌كنم كه ناطق برومندى است و متعهد، لكن گله مى‌كنم كه در حضور من مسائلى كه ممكن است من باورم بیاید فرمودند. پیروزى ما مرهون اسلام است. نه مرهون من است و نه مرهون شما و نه مرهون هیچ قوه‌اى، مرهون اسلام است.»

بنا بر سخن حضرت روح‌الله، اين‌گونه استنباط مي‌شود پيامد ديگري كه تملق و چاپلوسي در حوزه‌ي «اخلاقيات» دارد، ايجاد حس «غرور» و «عجب» در شخص «تملق شونده» است. اين موضوع شايد بدترين پيامد اجتماعي- فرهنگي تملق باشد. مخصوصا آن‌كه آن شخص داراي پست مسؤوليتي و دولتي بالايي نيز باشد.

پس از امام، رهبر انقلاب نيز به تبع آن بزرگ‌مرد الهي، بارها در دوران زعامت بيست و چند ساله‌ي خود نسبت به اين موضوع مذموم و ناپسند هشدار دادند. به عنوان نمونه، در تاریخ ۱۳۷۷/۶/۲۴ در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران با رهبر انقلاب، هنگامي كه حاضران در سرودي دسته جمعي، عبارت «سرور ما خامنه‌ای» را خواندند، ايشان فرمودند:

«من خواهش مى‌كنم كه الفاظ اين اشعار و سرودها را از كلمات مبالغه‌آميز خالى كنيد. هم شأن شما اين است كه در اين راه‌ها پيشقدم باشيد و هم حقيقت قضيه اين است. بنده افتخارم به اين است كه بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم. «سَروَر» فقط خداى متعال است و به امر او و در پيروى و عبوديّت او بندگان صالحِ برجسته و معصومين عليهم‌السّلام‌اند. ما بندگانى ناقص، نارسا و ضعيف هستيم. بزرگ‌ترين هنر ما اين است كه بتوانيم در لابه‌لاى همه‌ی ضعف‌هايى كه داريم، كارى انجام دهيم كه ان‌شاءاللَّه طبق وظيفه باشد. اين كلمات مبالغه‌آميز را حذف كنيد. بنده، وقتى اين كلمات را مى‌شنوم، حقيقتاً متأذّى مى‌شوم.»

هم‌چنين در جریان دیدار سالانه‌ی نمایندگان مجلس، هنگامی كه یكی از نمایندگان اظهارات توأم با تعریف و تمجیدی از رهبری در حضور ایشان بیان كرد، رهبر انقلاب فرمودند:

«می‌دانم از روى محبت و اخلاص و صفاست -در اين ترديدى نيست- ليكن اين‌جور بيانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوينده است. نبايستى اين بيانات به اين شكل بيان شود. يك مجموعه‌ى زمانى تصادفاً كنار هم قرار گرفته‌ايم و داريم با هم كار می‌كنيم. من يك كار می‌كنم. شما يك كار می‌كنيد. اين‌جور تعبيرات، تعبيراتى نيست كه انسان را خوش بيايد يا كمكى به كار پيشرفت انسان بكند. ما همگى بندگان خدا هستيم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشيم.»

با همه‌ي اينها متأسفانه چنين موضوعي هم‌چنان مشاهده مي‌شود. «دولت»هاي جمهوري اسلامي و شخص خاص «رئيس جمهور» كه به عنوان مهم‌ترين «مقام اجرايي» كشور محسوب مي‌شود و بيش از ساير قوا و مسؤولين، در چشم و افكار عمومي جامعه نمود دارند، سهم زيادي در «افزايش» يا «كاهش» روحيه‌ي تملق و چاپلوسي دارند. اما مع الاسف ديده شده كه «دولت»‌ها، خود عامل افزايش تملق بوده‌اند. به‌طوري كه مي‌توان گفت انگار يكي از وجوه شباهت چند دولت اخير (سازندگي، اصلاحات و خدمتگزار) همين موضوع بوده است. بدين معني كه اين دولت‌ها با همه‌ي اختلافاتي كه به لحاظ فكري و عملي با هم داشته و دارند، اما در اين مسأله وحدت نظر و عمل داشته‌اند. گويا مسؤولين بلندپايه و تراز اول دولت‌ها، نه تنها اطرافيان خود را از تملق و چاپلوسي نهي نكرده و نمي‌كنند، كه خود نيز در مواقعي چنين كرده‌اند. براي مثال كافي است به حكم جناب آقاي رئيس‌جمهور براي پست جديد آقاي مشايي نگاهي بياندازيد:

«اينجانب جنابعالي را انساني موحد، مؤمن، پاك، صبور و داراي قلب و انديشه اي زلال، عاشق و دلبسته به ارزشهاي الهي و آحاد مردم جهان و عميقا عارف و متعهد به آرمان مهدوي، حاكميت جهاني توحيد، عدالت، عشق و آزادي و مديريت مشترك ملت‌ها و فردي شايسته، مدير، مدبر و امين و از جهات گوناگون توانمند مي‌شناسم و آشنايي و همكاري با شما را براي خود هديه‌اي الهي و افتخاري بزرگ مي‌شمارم.»

نويسنده كاري به اين ندارد كه آقاي مشايي از نظر آقاي رئيس‌جمهور آيا اين‌گونه انساني است يا خير، اما وقتي عالي‌ترين «مقام اجرايي» كشور در يك جمله حدود «هفتاد» كلمه‌اي، «بيست» صفت اخلاقي را به كسي نسبت مي‌دهد، آيا اين خود عاملي براي افزايش روحيه‌ي تملق در بين مديران و زيردستان نخواهد شد؟ آيا نتيجه‌ي عملي چنين سخناني، آن نيست كه ديگر روز، معاون ايشان در سخنان خود بگويد «به نام خدا و به نام مقام معظم رهبري و به نام آقاي رئيس‌جمهور»؟ و يا آن يكي، در روز معارفه‌ي رئيس جديد سازمان ميراث فرهنگي بگويد دنیا با تمام بزرگی‌اش در چشم احمدی‌نژاد و مشایی کوچک است؟ بر فرض هم كه همه‌ي اين عبارات و اوصاف درست باشد (كه انشاءالله درست است) آيا ما اخلاقا و شرعا مجاز به كاربرد آن‌ها براي يك فرد صاحب منصب هستيم؟ آيا به تعبير حضرت روح‌الله بيم آن نداريم كه چنين موضوعي موجب به‌وجود آمدن عجب و غرور در فرد مورد نظر شود؟ موضوعي كه به خوبي مي‌دانيم موجبات سقوط بسياري از بندگان صالح خدا را فراهم كرده است، چه برسد به ما انسان‌هاي عادي و معمولي كه با يك تعريف صاف و ساده، كلّي خيالات برمان مي‌دارد. البته همان‌طور كه گفته شد اين موضوع تنها مختص دولت آقاي احمدي‌نژاد نيست و در دو دولت پيش‌تر نيز اين موضوع بارها ديده شده است. و چه بسا با حدّت و شدّت بيشتر.

باري، تملق‌گويي و چاپلوسي مي‌تواند انسا‌ن‌ها و به‌خصوص حاكمان و سياسيون را از «عزيز» به «حضيض» بكشاند. اميد آن‌كه هيچ‌گاه شاهد تملق و چاپلوسي، حداقل توسط مسؤولين نباشيم كه فرمود «الناس علي دين ملوكهم». حالا يك بار ديگر به ابتداي اين سياهه برگرديد و جمله اميرالمونين (ع) را دوباره مرور كنيد:

«بايد كه برگزيده‌ترين وزيران تو كساني باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهايي‌ كه خداوند بر دوستانش نمي‌پسندد كمتر تو را ياري كنند، هر چند، كه اين سخنان‌ و كارها تو را ناخوش آيد. به پرهيزگاران و راست‌گويان بپيوند، سپس، از آنان‌ بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلي كه مرتكب آن نشده‌اي، شادمانت‌ ندارند، زيرا ستايش آميخته به تملق، سبب خودپسندي شود و آدمي را به سركشي ‌وادارد.

بولتن نیوز

 

[ یکشنبه 1391/09/26 ] [ 15:55 ] [ شاهوزایی ] [ ]
به گزارش مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ادامه بررسی طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری در جلسه علنی روز یکشنبه مجلس، ماده ۴ این طرح را که بررسی آن ۴ جلسه وقت مجلس را گرفت به تصویب رساندند.

بر اساس این گزارش با مصوبه مجلس ماده ۳۱ قانون انتخابات ریاست جمهوری به شرح زیر اصلاح شد:

ماده ۳۱- وزارت کشور مجری برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است و زیر نظر هیات اجرایی مرکزی انتخابات با ترکیب اعضای ذیل اقدام می نماید:
۱- وزیر کشور (به عنوان رئیس هیات)
۲- یکی از اعضای هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی با انتخاب مجلس (بدون حق رای)
۳- دادستان کل کشور
۴- وزیر اطلاعات
۵- تعداد ۷ نفراز شخصیت های دینی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به عنوان معتمدان مردمی به ترتیب مقرر در تبصره ۱ و ۲ این ماده

تبصره ۱ - وزیر کشور حداقل ۴ ماه قبل از روز برگزاری انتخابات ۳۰ نفر از شخصیت های مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را به هیات مرکزی نظارت بر انتخابات معرفی می نماید و با رعایت تبصره ۲ این ماده پس از تایید هیات مرکزی نظارت حداکثر ظرف یک هفته جلسه ای با حضور حداقل دو سوم معتمدان مذکور تشکیل می دهد که ضمن آن ۷ نفر معتمدان موضوع بند ۵ با رای مخفی و اکثریت نسبی به عنوان عضو اصلی و ۴ نفر عضو علی البدل به ترتیب آرا انتخاب شوند.

تبصره ۲- چنانچه هیات مرکزی نظارت به هر دلیلی کل یا تعدادی از معتمدان پیشنهادی را تایید ننمود، وزیر کشور موظف است به تعداد ۲ برابر مورد نیاز افراد واجد شرایط دیگری را به هیات مرکزی نظارت پیشنهاد کند. هیات مرکزی نظارت حداکثر ظرف ۲۴ ساعت نظر خود را کتبا اعلام می نماید. در هر صورت نظر هیات مرکزی نظارت برای وزیر کشور لازم الاتباع است.

تبصره ۳- هیچ یک از اعضای هیات اجرایی مرکزی انتخابات نباید کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری باشند.

تبصره ۴- اولین جلسه هیات اجرایی با دعوت وزیر کشور تشکیل می شود و دبیر ستاد انتخابات کشور با پیشنهاد وزیر کشور و تایید هیات اجرایی مرکزی انتخاب می گردد. مسئولیت دبیری هیات اجرایی مرکزی بر عهده دبیر ستاد انتخابات است.
تبصره ۵- نایب رئیس هیات اجرایی انتخابات با رای اکثریت و از بین اعضای هیات اجرایی مرکزی انتخابات، انتخاب می شود.

تبصره ۶- تصمیمات هیات اجرایی مرکزی انتخابات نباید موجب تداخل در وظایف و اختیارات نظارتی شورای نگهبان در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری گردد. در غیر این صورت باطل و هرگونه اقدامی در این جهت ممنوع است.

تبصره ۷- جلسه هیات اجرایی مرکزی انتخابات با ۹ نفر رسمی است و مصوبات آن با رعایت تبصره ۶ این ماده با رای حداقل ۷ نفر از اعضا قابل اجرا است.

تبصره ۸- نتیجه شمارش آرای انتخابات ریاست جمهوری پس از تایید این هیات به وسیله وزیر کشور اعلام می شود و تایید نهایی صحت انتخابات بر عهده شورای نگهبان است.

تبصره ۹- هیات اجرایی مرکزی انتخابات وظایف ستاد انتخابات کشور را در چارچوب قوانین و مقررات مشخص می کند.
تبصره ۱۰- وزارت کشور با تصویب هیات اجرایی مرکزی انتخابات، می تواند مامورانی برای بازرسی و کنترل جریان انتخابات به طول ثابت یا سیار به شهرستانها، بخش ها و شعب ثبت نام و اخذ رای اعزام کند.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ۱۳۸ رای موافق و ۱۳ رای ممتنع از ۲۲۶ نماینده حاضر با ماده ۴ این طرح مبنی بر اصلاح ماده ۳۱ قانون انتخابات ریاست جمهوری موافقت کردند.

ادامه بررسی طرح اصلاح قانون ریاست جمهوری در مجلس ادامه دارد.

[ سه شنبه 1391/09/21 ] [ 22:54 ] [ شاهوزایی ] [ ]

احمد توکلی٬ نماینده مجلس گفته که ادامه کار محمود احمدی‌نژاد را به «مصلحت» نظام نمی‌داند٬ چراکه رئیس دولت دهم تلاش دارد همه را به «ترکستان» ببرد.

 مروری بر استدلال های توکلی درباره نقش اندک تحریم در آشفتگی بازار ارز، نگاهی به بحران کاهش ارزش پول ملی در مکزیک و مالزی، بازخوانی افزایش نرخ ارز در سال ۱۳۷۴ در دولت هاشمی یادآوری اثرات تورمی آشفتگی ارزی و تبعات رکودی آن در بخش تولید و در نهایت فهرست راهکارهای توکلی برای مهار آشفتگی بازار ارز به ویژه راهکار سیاسی خروج از این بحران و تحلیلی از برخی موضوعات سیاسی مهم ترین سرفصل های ۲ساعته سخنرانی و پرسش و پاسخ توکلی با اعضای تحریریه خراسان در مشهد بود  که گزیده هایی از آن در ادامه آمده است:


توکلی گفته است: «حال که تغییر احمدی‌نژاد ظاهرا ممکن نیست کاری کنیم که تا پایان دوره ریاست جمهوری ضرر حضورش کمتر باشد.»

مهمترین گفته‌های توکلی به این شرح است:

• از ۳۰ آبان تا چهار بهمن ۹۰ ارزش پول ملی ۵۵ درصد کاهش یافت. سپس از چهار  بهمن ۹۰ تا ۲۴ اردیبهشت ۹۱ ارزش پول ملی ۲۳ درصد ترمیم شد و مجددا از ۲۴ اردیبهشت ۹۱ تا ۸ مهر ۹۱ ارزش پول ملی ۷۸ درصد کاهش یافت.

• واردات کشور در سال ۸۹ با وجود تحریم ۷. ۵۵ میلیارد دلار بود. در سال ۹۰ هم با وجود تحریم ۵. ۵۷ میلیارد دلار واردات داشتیم. شش ماهه نخست امسال که تحریم‌ها سخت‌تر هم شده است.

• شهریور سال ۱۳۸۴ که دولت احمدی‌نژاد فعالیت خود را شروع کرد نقدینگی ۷۸ هزار میلیارد تومان بود و در پایان شهریور امسال به حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان رسید، یعنی بیش از پنج برابر شد. فقط یک ساله شهریور ۹۰ تا شهریور ۹۱، نقدینگی ۲۵درصد اضافه شده است.

• در زمان جنگ به ازای هر ایرانی در سال ۶۰۸ دلار نفتی خرج شده است، در زمان دولت سازندگی ۳۸۴ دلار، در زمان دولت اصلاحات ۳۶۴ دلار و در هفت سال اول فعالیت دولت آقای احمدی‌نژاد ۸۹۰ دلار نفتی به ازای هر فرد در سال هزینه شده است.

• در آخرین جلسه غیرعلنی مجلس گفتم یکی از عوامل به هم ریختگی بازار ارز مسلوب الاختیار بودن مسئولان پولی و اقتصادی کشور در برابر رئیس جمهور است.

• اُشِهدُبالله با هیچ کس هم دشمنی ندارم حتی با محمود احمدی‌نژاد. من دوستشان هستم چون می‌گویم این ره که تو می‌روی به ترکستان است. مشکل ما این است که آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد همه را ببرد به ترکستان. این مشکل امروز ماست.

• دلیل مخالفت ما خیلی واضح است. آیا آقای احمدی‌نژاد را می‌خواهید با سوال کنترل کنید؟ او سئوال کنندگان را کنترل خواهد کرد. می‌آید در مجلس و همه را به هم می‌زند. آیا غیر از این است که به مجلس لطمه می‌زند؟

• در شرایط فعلی مشکل ما بحران اعتماد است زیرا سیر صعودی پرنوسان داشته‌ایم. اعتماد به بازار ارز در چنین شرایطی از بین می‌رود. پول ایرانی تبدیل به پول داغ می‌شود. احساس می‌شود دولت در کنترل اوضاع ناتوان است.

• در طول یک سال و نیم گذشته ۶۴ بخشنامه یا اقدام ارزی صورت گرفت. یعنی هر شش یا هفت روز یک بخشنامه یا اقدام دولت، حال چه تعداد مصاحبه ضد و نقیض انجام شدمی توانید جستجو کنید و آمارش را دربیاورید.

• با ارز به نرخ مرجع چه وارد کرده‌اند؟ پورشه وارد کرده‌اند. ۹۰۰ پورشه در دنیا تولید شده است ۷۰۰ تای آن در ایران دارد می‌چرخد و عده‌ای در برابر مردم وفادار به جمهوری اسلامی به آن خودرو‌ها تفاخر می‌کنند.

• مکمل طرح‌های مدیریت بازار ارز، سهمیه بندی کالاست. حتماً باید نظام کوپنی برگردد و در این زمینه نباید تردید کرد. حتماً باید برای مردم تضمین کنیم که بخشی از کالا‌ها برای آن‌ها تامین می‌شود. برخی کوپن را نجس ذاتی می‌دانند. به آن‌ها گفتم این حرف‌ها را نزنید. کشورهای سرمایه داری هر زمان اقتضا کند از این کار‌ها می‌کنند. الان در آمریکا، دولت به ۴۵ میلیون نفر کوپن غذای (Food Spam) می‌دهد. چه کسی یارانه را مطلقاً حذف می‌کند؟

• استفاده زیاد از ارز نفتی در بودجه و خالی کردن حساب ذخیره ارزی فقط تقصیر دولت نبود بلکه مجلس هم مقصر بود. حال دولت بیشتر و مجلس کمتر اما هر دو مقصر بودند.

• در موضوع واگذاری مخابرات چه کسی غیر از من و آقای نادران مخالفت کرد؟ خودشان برای سپاه این میدان‌ها را گشوده‌اند و مجلس هم سکوت کرد.

• متاسفانه آقای احمدی‌نژاد فشار آورده است و بانک مرکزیِ بی‌اراده ۳۰ هزار میلیارد تومان اعتبار به بانک مسکن داده است. این مبلغ ضرب در پنج موجب افزایش نقدینگی شده است.

• همین بانک مرکزی ضعیف از حساب بانک‌های خصوصی، به دستور آقای احمدی‌نژاد حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان پول برداشت.

• بی‌اعتمادی در بازار ارز به شدت نسبت به دولت وجود دارد. راه حل اصلی ماجرا احیاء اعتماد از دست رفته است که راه حل سیاسی است نه اقتصادی. با ادامه صدارت آقای احمدی‌نژاد این کار اگر نگویم ناممکن لااقل بعید است.

• مجلس گرفتار آسیب‌های جدی است. وقتی می‌گویند تعامل منظورشان معامله است. برخی تعامل می‌کنند و برخی معامله. برخی به شدت کم قیمت هستند و برخی قیمتشان را کسی جز خدا نمی‌داند. برخی در حدی قیمتشان پایین است که به یک دفتر پیشخوان خدمات دولت برای فرزندشان رضایت می‌دهند. از این دسته افراد در مجلس داریم. گاهی اوقات با یک سفر خارجی رای درست می‌شود. با تغییر رئیس اداره آموزش و پرورش رای درست می‌شود و این خیلی سخیف و بد است.

• اینکه آقای احمدی‌نژاد به رهبری شکایت کرد و گفت این‌ها سوالات بی‌خود می‌پرسند و وزیر من باید دائم به مجلس بیاید و پاسخ دهد درست می‌گفت. سئوال از وزیر مطرح می‌شود ولی سئوال گرو است. سوال جدی نیست و ابزار است. پس از اینکه حاجتش تامین شد سئوالش را پس می‌گیرد. این‌ها خیانت در امانت است ولی احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش در تشدید این خیانت نقش زیادی داشته‌اند.

• برای حفظ ثبات سیاسی ما ترجیح می‌دهیم آقای احمدی‌نژاد را تا پایان دوره تحمل کنیم. این به مصلحت کشور است البته اگر خودش بگذارد. ولی بدانید حل کردن مشکل ارز با این وضعیت سخت است.

• احمدی‌نژاد گفته است سلمان رشدی به تاریخ پیوست. اگر این حرف را خاتمی می‌زد به داخل کشور راهش نمی‌دادند. خب آقای احمدی‌نژاد واقعاً قابل پیش بینی نیست که چه کاری می‌کند. بر این اساس نظر من این است که ادامه فعالیت ایشان مضر به حال کشور است ولی نظرات دیگری هم وجود دارد که استدلالشان قابل اعتناست.

• یکی از منافع بزرگی که آقای احمدی‌نژاد داشت این بود که به تعبیر من رهبری به دست آقای احمدی‌نژاد برای برخی مفاهیم تجدید ارزش کرد و خود آن مفاهیم شاقول رفتار احمدی‌نژاد شد و کجی رفتار وی را نشان داد. این کار خیلی بزرگی بود. رهبری مفاهیمی را که داشت از هستی ساقط می‌شد دوباره زنده کرد. حال‌‌ همان مفاهیم را کنار احمدی‌نژاد که می‌گذاریم شاقول وی می‌شود.

• تعویض رئیس جمهور در فاصله چند ماه تا پایان دوره حتماً نشانه بی‌ثباتی است و این را شما بهتر از من واقف هستید. به اضافه اینکه آقای احمدی‌نژاد پول نقد می‌دهد. کدام سیاستمدار چنین کاری می‌کند.

• احمدی‌نژاد می‌خواهد جمعیت راضی از دریافت یارانه را بالا‌تر ببرد و این کار به لحاظ سیاسی یک تیزهوشی و البته اغواء و سیاسی کاری محسوب می‌شود.

• هنوز هم جمعیت کثیری دریافتیشان از افزایش هزینه‌شان بیشتر است و به احمدی‌نژاد خوش بین هستند.

• سبدی از کالاهای اساسی به شکل کوپنی و سهمیه بندی توزیع شود تا حداقلی از مصرف برای مستضعفان تضمین گردد.

• من می‌گویم حال که تغییر احمدی‌نژاد ظاهرا ممکن نیست کاری کنیم که تا پایان دوره ریاست جمهوری ضرر حضورش کمتر باشد و اگر منفعتی دارند بیشتر باشد.

[ دوشنبه 1391/09/20 ] [ 8:6 ] [ شاهوزایی ] [ ]

چرا از اسراییل متنفرم

حتی آن دسته از منتقدانی که خواستار پایان تن دادن ایالات متحده آمریکا به مطالبات تل آویو هستند و معتقدند با اسراییل باید مانند سایر کشورهای دنیا تعامل کرد هم وقتی می خواهند بطور رسمی این موضوع را مورد بررسی قرار دهند به بهانه های مختلفی منصرف می شوند و غالبا قبل از ورود به انتقاد میانه و حتی منصفانه ابتدا یک مقدمه بلند بالای عاطفی می نویسند و در آن شرح می دهند که ملت اسراییل چه ملت عظیمی هستند و اسراییل چه کشور فوق العاده ای!

خب، من اما چنین حسی ندارم. چون اساسا زیاد اسراییل را دوست ندارم.خواه دوستی یهودی داشته باشم یا نه . چون این موضوع مشخص نمی کند که من چگونه به اسراییل نگاه می کنم. اصولا موضوع یاد شده (داشتن دوست یهودی و یا دوست داشتن اسراییل) هیچ ارتباطی به بررسی های من نسبت به اسراییل ندارد.

اما در مورد خود اسراییلی ها، زمانی که من افسر سازمان سیا بودم طی سفرهای متعددی با خیلی از آنها ملاقات کردم. بعضی از آنان خوب و بعضی دیگر خوب نبودند. دقیقا مثل سایر مردم در نقاط مختلف جهان . بااین وجود حتی اگر همه اسراییلی ها خوب و با شرف باشند هم این حقیقت را تغییر نمی دهد که حکومت هایی که همین ها انتخابشان کردند بخشی از پروژه جنایتکارانه بلند مدتی هستند که سلسله ای از روسای جمهور و نخست وزیران جنایتکار زمام آنها را برعهده داشتند.

راه دور نمی رویم. همین اواخر موشه کاتساو رییس جمهور اسراییل به اتهام تجاوز جنسی متهم و روانه زندان شد. اضافه کنید به پرونده کاتساو ، تحقیقات علیه بسیاری از نخست وزیران اسراییلی از جمله قبلی و نخست وزیر کنونی که هم اینک در جریان است. علاوه براین نظام اسراییل نیز نظامی عصیانگر و سرکش نسبت به معیارهای بین المللی است. دستش آغشته به شکنجه ، زندانهای تاسف بار، مداومت در اشغالگری و غصب زمین هایی که ارتش بر آن حکم میراند.

بدتر از این، اسراییل کشورم ایالات متحده را به بازی گرفته و خسارتهای وحشتناکی به نظام سیاسی و ملت آمریکا تحمیل کرده است. این از دید من جنایتی است که نمی توانم ببخشم یا چشم پوشی کنم و یا به انحای مختلف توجیه اش نمایم.

نمونه این رویدادهای بد، دخالت مستقیم بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل در سیاست های داخلی آمریکا از طریق ظهورش در تلویزیون ایالت فلوریدا در حمایت از میت رامنی نامزد جمهوریخواهان است. رسانه های گروهی هم به شکل گسترده ای این تبلیغات نتانیاهو و دخالتش را بازتاب دادند که این بازتابها از سوی تعدادی از اعضای یهودی کنگره محکوم شد!. متاسفانه نه اوباما و نه رامنی هیچ یک واکنشی به این دخالت ها نشان ندادند.

در حالی که این دو می بایست چنین دخالت های بی سابقه ای از یک مقام بیگانه در انتخابات آمریکا را با شدیدترین عبارتها پاسخ می دادند. به نظر می رسد بی میلی این دو کاندیدا در پاسخ به این دخالتها فی نفسه نشان می دهد که قدرت اسراییل، دوستانش در کنگره و رسانه های آمریکا تا چه میزان بر نهادهای سیاسی در ایالات متحده آمریکا برتری دارد. تا جاییکه رامنی شخصا این تبلیغات انتخاباتی را تایید کرد. او کسی است که وعده عقب نشینی به نتانیاهو در خصوص حق تعیین محدودیت در سیاست های خاورمیانه ای آمریکا را داده است.

حالا دلیل داد و بیدادهای نتانیاهو چیست؟ پاسخ اینکه اوباما هرگز حاضر نشد خط قرمز درخواستی نتانیاهورا تعیین کند . خطی که به طور خودکار منجر به حمله آمریکا به ایران می شد. تصور کنید لحظه ای را که نتانیاهو با تکبر از واشنگتن می خواست شروطش برای ورود به جنگ با ایران را عملی کند، ایرانی که به رغم همه عیب هایی که مکررا توصیفش می کنند هیچ کسی را مورد تهاجم قرار نداده، هیچ کسی را تهدید به حمله نکرده وهرگز تصمیمی سیاسی برای دستیابی به سلاح هسته ای به رغم ادعاهای رسانه های آمریکا، تصویب نکرده است.

در شورای امنیت سازمان ملل نتانیاهو نقاشی کودکانه ای را که در آن بمبی را نشان می دادکه فتیله آن مشتعل شده به همگان نشان داد. چنانچه آمریکا براساس نقاشی نتانیاهو تصمیم ورود به جنگ می گرفت آنگاه باید همه آنچه را کاشته بود آتش می زد . خسارتهای این ماجراجویی بسیار بدتر و ده برابر بیشتر از آنچیزی می شد که در عراق رخ داده است.

متاسفانه موضوعی که بسیار خطرناکتر و در عین حال کمتر مورد توجه رسانه های گروهی در آمریکا قرار گرفت تحلیل های پاتریک کلاوسون مدیر بخش مطالعات مرکز سیاست خاور نزدیک واشنگتن (WINEP) است. مرکزی که شورای روابط عمومی اسراییل و آمریکا (AIPAC) آن را تاسیس کرده است.

WINEP به شکل گسترده ای تشکیل شده است از لابی اسراییلی در واشنگتن و شخصیت هایی که با حکومت اسراییل پیوند محکمی دارند و به طور منظم با این حکومت مرتبط هستند. کلاوسون در این مرکز بر روند مطالعات پرونده موسوم به ” ابتکار امنیتی ایران ” نظارت مستقیم دارد. او خلاصه ای از این مطالعات را در ۲۶ سپتامبر ارائه کرد که در آن آمده است: صراحتا معتقدم که شروع بحران بسیار گیج کننده است و دشوار می توانم تشخیص دهم که چگونه رییس جمهور ایالات متحده آمریکا می تواند ما را به سوی جنگ با ایران ببرد… قطعا راههای سنتی که آمریکا در گذشته برمبنای آن جنگهایش را آغاز می کرد برای منافع ایالات متحده بهتر است.

ملاحظه کنید که کلاوسون چگونه ایمان و باور خود به آغاز بحران را دربرگیرنده ورود آمریکا به جنگ با ایران اعلام می کند؟ و به این ترتیب ملت آمریکا را فریب می دهد و می خواهد او را به این باور برساند که این جنگ به نفع ایالات متحده است. وی به ماجراهایی چون پرل هاربور ، فورت سامتر، لوسیتانیا و خلیج تونکین به عنوان مدلهای آغاز جنگ برای آمریکا هستند استناد می کند . امری که به ناچار ما را به این نتیجه گیری کلاوسون هدایت می کند که ” اگر ایرانی ها سازش را نپذیرند بهتر است کس دیگری جنگ را شروع کند … زیردریایی های ایرانی به شکل روتینی زیر اعماق دریا می روند و روزی نیست که تنش ها بالا نگیرد… ما در این بازی باید از روش های مخفی علیه ایران استفاده کنیم. ما می توانیم خطرناک تر باشیم.”

آشکارا کلاوسون با اقدام اسراییل برای رفتن به جنگ موافق است و چه بسا با عملیات تلفیقی از سوی اسراییل و دخالت مستقیم ایالات متحده آمریکا موافق باشد. و یا اینکه کاخ سفید را برای اقدام یکجانبه علیه ایران تشویق می کند.

خب چنین موضعی عجیب نیست چون کلاوسون در ارتش آمریکا خدمت نکرده است. او دکترای اقتصادش رااز دانشکده نوین تحقیقات اجتماعی اخذ کرد. او شاید شایسته سرزنش هم نباشد چه اینکه نمی داند چگونه با عملیات سری می توان یک زیر دریایی را غرق کرد و باعث جنگ شد. هرچند این ایده تاحدود بسیار زیادی مضحک به نظر می رسد اما حال و روز بسیاری از همکاران نومحافظه کار کلاوسون نیز همینگونه است. زمانی که به طور منظم و سازماندهی شده در روزنامه هایی چون واشنگتن پست ، نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال در تایید جنگ می نویسند و یا در صفحات تلویزیون به عنوان کارشناس ظاهر می شوند. از جمله دنیس راس ملقب به حامی دو آتیشه اسراییل و از همکاران مرکز WINEP . اوکسی است که تا همین اواخر فرستاده ویژه اوباما به خارومیانه محسوب می شد.

کلاوسون انسان احمق مفیدی است که می توان وی را جاسوس حکومت اسراییل محسوب کرد چنانچه وزارت دادگستری در این باره تحقیقات خوبی انجام دهد. می توان اختلال در تصمیم سازی برای سیاست خارجی آمریکا را به کلاوسون و رفقایش نسبت داد چه اینکه همه آنها منافع اسراییل را بر منافع آمریکا ترجیح می دهند و جالب اینکه همه این کارها را با اعتقاد و آگاهی کامل انجام می دهند.

عمدا از تمسخر یکی دیگر از هواداران اسراییل در آمریکا خودداری می کنم. بامیلا گیلر و پوسترهای که در یکی از متروهای نیویورک نصب کرده و در آن فلسطینی ها را “وحشی” و اسراییلی ها را “متمدن” نامیده است. من اطمینان کامل دارم که دروغی بیش نیست اگر در توجیه این موضوع با قدرت بگوییم این آزادی بیان است. این اتفاق در نیویورک چیزی جز قدرت لابی اسراییلی و دوستانش در سیطره بر مراکز تصمیم ساز آمریکا نیست.

البته دلایل دیگری هم وجود دارد که مرا از اسراییل متنفر کرده است. این دلایل عبارت است از: رسوایی لافون در سال ۱۹۵۲ م که اسراییل در نظر داشت مرکز اطلاعات آمریکا در اسکندریه مصر را منفجر کند و مصری ها را سرزنش نماید. و یا در سال ۱۹۶۷ که اسراییلی ها به کشتی آمریکایی لیبرتی حمله کردند و ۳۴ نفر از پرسنل آمریکایی این کشتی را به قتل رساندند و سپس با نفوذی که بر لیندون جانسون رییس جمهور وقت آمریکا داشتند مانع از بازگشایی پرونده تحقیقات درباره این جنایت شدند.

یا در سال ۱۹۸۷ جاناتان پولارد به اتهام جاسوسی برای اسراییل محکوم شد. تحقیقات صورت گرفته از وی فاش کرد که او خطرناکترین جاسوس در تاریخ ایالات متحده آمریکا بوده است. در دهه ۶۰ قرن ۲۰ میلادی نیز اسراییلی ها اورانیوم را از آزمایشگاهی در ایالت پنسلوانیا برای ساخت زرادخانه هسته ای محرمانه دزدیدند و تا همین امروز نیز همچنان به جاسوسی و سرقت تکنولوژی آمریکا ادامه داده اند. اسراییل به عقیده من تنها ” دولت دوست” در دنیا در حوزه دزدی اسرار ایالات متحده آمریکا است.

اسراییل همانی است که قاتلان دو شهروند آمریکایی به نامهای راشل کوری (که در سال ۲۰۰۳ در رفح توسط بلدوزر اسراییلی به قتل رسید )و فرقان دوگان ( از سرنشینان آمریکایی ترک تبار ناوگان آزادی غزه ) را محاکمه نکرد. علاوه براین اسراییل نقش محوری در وارد کردن آمریکا به جنگ علیه عراق ایفا نمود. هم او بود که نقش زیادی در اعلام جنگ جهانی توسط آمریکا علیه باصطلاح تروریسم در جهان اسلام و جمع آوری “گله ای از گرگها” بر ضد ایران داشت. متاسفانه هیچ یک از اینها در خدمت به منافع آمریکا نبوده و تاسف بار تر اینکه هم کنگره و هم رسانه های گروهی از این رویدادها غافلند. اسراییل بیش از ۱۲۳ میلیارد دلار به عنوان کمک از آمریکا دریافت کرده و همچنان به رغم اینکه سرانه ملی هر فرد اسراییلی بالاتر از سرانه مشابه در اسپانیا و ایتالیا است سالانه سه میلیارد دلار دریافت می دارد. متاسفانه وقتی هیچ کسی در آمریکا مسایل مربوط به اسراییل را بررسی نمی کند نتیجه آن می شود که کنگره می خواهد تصمیم بگیرد که به نیابت از اسراییل آمریکایی ها را به جنگ بفرستد.

من باید اعتراف کنم که واقعا این روزها از عملکرد دولتمان متنفرم اما از اسراییل بیشتر تنفر دارم. وقت آن رسیده که در باره این موضوع کاری کرد. نیازی به پول زیاد نیست. حمایت سیاسی زیاد هم لازم نیست. نیازی نیست که با جاسوسان مماشات کنیم. نیازی هم نیست که گوش کنیم به ادعاهایی همچون کشیدن خطوط قرمز برای رفتن به صحنه جنگ. نیازی به رسانه های حامی زمانی که بنیامن نتانیاهوی احمق کاریکاتوری را در سازمان ملل نقاشی می کند هم نیست. دولت ایالات متحده آمریکا فقط در خدمت ملت آمریکا باشد نه بیشتر و نه کمتر. وقت ان رسیده که ما به نمایندگانی که به آنها رای دادیم این حقیقت را فقط تذکر دهیم.

فلیپ جرالدی افسر سابق آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا CIA در بخش مبارزه با تروریسم

[ چهارشنبه 1391/09/15 ] [ 21:13 ] [ شاهوزایی ] [ ]

ضرورت بیان انتقادات در جامعه اسلامی موضوعی بود که یکی از خطیبان برجسته مذهبی کشورمان و از میهمانان موفق برنامه‌های گوناگون دینی-اخلاقی صدا و سیما در سال‌های اخیر، طی یک سخنرانی با بیانی صریح به آن پرداخت. 

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، مشروح سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین نقویان که در شب پنجم ماه محرم در مسجد جامع جماران ایراد شده را منتشر می‌کند:

طبق ذهن بسته و کم بصیرت بعضی ها نمی شود به رهبری نامه نوشت!

یک طلبه‌ای تازه  سر از تخم درآمده‌ای، به استادش گفت: «استاد من این قرآن را می‌خوانم، اما مطلب خیلی خاصی ندارد؛ خیلی ساده‌ است و چندتا داستان دارد و دستورات از جمله غیبت نکنید و دروغ نگویید. خب معمولاً خودمان این چیزها را می‌دانیم و کتاب خیلی پیچیده و مهمی نیست». این طلبه‌ها در اول که کله‌هاشان بوی قرمه سبزی می‌دهد و فکر می‌کنند مثلاً تا مقام علامه طباطبایی این‌قدر راه مانده(!)، این‌جور هستند. استاد آن طلبه یک لیوان به او داد و گفت: این لیوان را بردار و آن را پر از آب کن. طلبه رفت و استادش گفت: شیر را تا آخر باز کن! (شیر 2 اینچ بود) وقتی باز کرد آب فواره زد. هرچی لیوان را زیر آب می‌گرفت، آب بیرون می‌ریخت و دو سومش به بیرون ریخته می‌شد (و شاید هم سه سومش). به استاد گفت: این لیوان، آبی داخلش نمی‌ماند. استاد گفت: «چرا؟ آبی نیست؟ گفت: نه. فشارش خیلی زیاد  است. استاد گفت حالا دیدی. این قرآن فشار مطالبش خیلی زیاد است و تو هم ظرفت کوچک است و  آب کمی ته ظرف وجودت می‌ماند؛ ظرف را بزرگ کن! کشتی تایتانیک بیاور، زیر این شیر باز کن. یک قطره‌اش بیرون نمی‌ریزد». شاگرد گفت: من فهمیدم! عجب مثالی زدید.

به همین دلیل خداوند به انبیا می‌گوید: خُذالکِتابَ بِقُوه. محکم بگیرید. اگر شل بگیرید سفت می‌خورید. تازه خدا به  انبیا می‌فرماید: خُذالکِتابَ بِقُوه؛ ما که وضع‌مان مشخص است!

دیدن فرشته ممکن و میسور است. شما یک قوه و قدرتی بیار، ما نشان می‌دهیم. حضرت موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم بود گفت:  «خدا می‌خواهم ببینمت». خدا گفت: «مرا می‌خواهی ببینی. نمی‌توانی مرا ببینی». موسی گفت: «چرا می‌توانم؟». پس خدا گفت: باشد؛ موسی آماده باشد. فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا. گفت یک پرتویی می‌آید ببین. (آن پرتو را) زد به کوه. کوه متلاشی شد؛ و موسی افتاد و غش کرد. وقتی به هوش آمد گیج شده بود. خداوند به او گفت: «دیگر از این تقاضاها نکن موسی. و الا جواب لَنتَرانی می‌شنوی.»

فَلَما ذَهَبَ أنْ اِبْراهیمِ رُعْ. وقتی هول و هراس جناب ابراهیم از این مهمانان عجیب و غریب فرو نشست وَ جاءَت البُشرا و به او بشارتی دادند و دلش روشن شد و خدا فرزند دیگری به او عنایت کرد و لبخندی زد. یُجادِلونا فی القُوم لوط.  در این شرایط جناب ابراهیم(ع) با خدا در مورد قوم لوط دست به یقه شده است. قرآن می‌فرماید (ابراهیم) با ما مجادله می‌کند که خدایا برای چه می‌خواهی قوم لوط را از بین ببری؟! قبل از این‌که خدا جواب حضرت ابراهیم را بدهد، به قول ما طلبه‌ها یک جمله معترضانه می‌آید «ان ابراهیم لحلیم اواه منیب»... این آیه به خاطر این بود که فردا یک عده‌ای به خیابان‌ها نریزند و بگویند مرگ بر ابراهیم! یعنی ای ابراهیم تو به خدا نامه می‌نویسی! آیا نمی‌شود یک نامه به محضر مبارک رهبری نوشت و گفت که به برخی مسائل انتقادهایی داریم؟ طبق این آیه می‌شود؛ اما طبق ذهن بعضی‌ها نمی‌شود! طبق ذهن بسته و کم بصیرت و کم مطالعه و کم صبر و کم تحمل و متحجر بعضی‌ها نمی شود!

قرآن می‌‌فرماید که پیغمبر ما که بنده ماست؛ به من خدا اعتراض کرده. اما خداوند به ابراهیم گفت: شعار ندهید و نعوذبالله شعار (مرگ بر ابراهیم) ندهید! (قرآن با این آیه می‌گوید) ابراهیم بنده خوب ماست: «إنَّ اِبراهیمَ لَحلیمُ اَبوابُ مُنیبْ» و به درگاه ما استغثاثه دارد. یعنی خداوند او را تبرئه کرد تا شخصی به جناب حضرت ابراهیم(ع) تعدی نکند و کاسه داغ‌تر از آش نشود. بعد از نزول این آیه، سپس جواب ابراهیم را می‌دهد.

عمل نکردن صدا و سیما به دستور رهبری

سه چهار روز قبل از ماه مبارک جلسه‌ای به اتفاق برخی از دوستان روحانی در برنامه «سمت خدا» که ظهرها از شبکه 3 پخش می‌شود، مهمان بودیم؛ برنامه‌ای که به خصوص میان خواهران خیلی مشتری داشت. البته برنامه‌های ما باید در همین زمان‌ها پخش شود ساعت نه و ده شب که همه نشسته‌اند باید برنامه مهران مدیری، لعیا خانم، نیکی خانم و... ببیند!

ما را که به خدمت رهبر معظم بردند عوامل برنامه بودند و رئیس وقت شبکه هم بود (بعداً عذرش را خواستند). بعضی از مسئولین محترم بیت هم تشریف داشتند. نوبت عرایض بنده که شد، گفتم: آقا این صدا و سیما و این رادیو و تلویزیون مثل عصای حضرت موسی(ع) است؛ قدرت دارد ولی فعلاً به عنوان چوبدستی از آن استفاده می‌کنند. دلیلش هم این است که بسیاری از کسانی که بر اریکه این دستگاه عجیب و غریب و ساحری تکیه زده‌اند این کاره نیستند و با رانت سر کار آمده‌اند. دلیلش  این است که این حضرت مستدام ضرغامی بارها با هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها و فوتبالیست‌ها جلسه گذاشته است. در حالی که این رسانه، اگر رسانه دینی است به تعبیر آن امام بزرگوار که فرمود «باید دانشگاه باشد» یکبار با ما کارشناسان مذهبی جلسه نگذاشته است. من 15 سال است که در این دستگاه رفت و آمد می‌کنم. آقا فرمودند «که شما وقت نگرفتید.» دیگر من خجالت کشیدم بگویم، ما که نباید وقت بگیریم. آنها باید از ما وقت بگیرند. مگر من مشتاق هستم که در تلویزیون سخنرانی کنم؟ که بریم پشت دفتر آقا بنشینیم که فکر کنند که من حتماً پولی یا پست و مقامی می‌خواهم. بعد در آنجا مدیر گروه معارف بود برای صحبت کردن اجازه گرفت و گفت که آقا کتباً هم وقت گرفتیم به ما وقت ندادند. (با این حرف) دیگر ایشان مطلبی نفرمودند.

من در ادامه عرایضم در آن دیدار گفتم، امام فرمود: «میزان رای ملت است.»  این عرایض من در آنجا ضبط شده است ده‌ها هزار پیامک از مردم وجود دارد که گفتند این برنامه را در ساعت 9 و 10 شب پخش کنید، حرف‌های خوبی زده می‌شود...در ساعتی باشد که همسرمان و بچه‌هامان در منزل هستند و بتوانند این برنامه را ببینند. چرا یک بعدازظهر پخش می‌شود؟ این هم رأی ملت؟! ولی آقایان می‌گویند که نه! شب باید سریال و فوتبال پخش شود و برنامه‌های مذهبی که خود مردم هم می‌خواهند نباید پخش کنیم که در همین هنگام آقا به آقای حسین محمدی گفتند « آقای محمدی به آقای ضرغامی بگویید که چرا این برنامه را در شب پخش نمی‌کنند و من این برنامه را دیده ام؛ برنامه خوبی است». اما شما دیده‌اید از ماه رمضان تا حالا کسانی که سنگ ولایت به سینه می‌زنند و می‌گویند «ما همه سرباز تواییم» این برنامه را شب پخش کرده باشند؟ این دستور ولایت و این دستور رهبر معظم! دیگر در جلسه حضور داشتم و نقل مستقیم است که می‌گویم.

در نظر نگرفتن مصلحت ملت، در عزل و نصب ها

اینکه می‌گویم حقه‌بازی می‌کنیم دلیل دارم؛ خانمی نامه نوشته که شما در سخنرانی دیشب گفتید که رئیس جمهور دارد خیانت می‌کند. من چنین جمله‌ای نگفتم و نوار سخنرانی دیشب خودم را سه مرتبه گوش کردم و همچین حرفی در آن نبود. دین و انصاف چیز خوبی است؛  تقوا چیز خوبی است و حرفی که دیشب من زده‌ام را دارید تحریف می‌کنید. خواهرم! برادرم! اگر یک ماه دیگر از سخنرانیم بگذارد یک کلاغ چهل کلاغ می‌کنید! آن‌وقت می‌گویید که من در مجلس فحش خواهر  و مادر به رئیس‌جمهور دادم! وقتی نیم ساعت سخنرانی من، صحبت‌هایم تحریف می‌شود، بعد از دو روز حتماً چیزهایی دیگر هم به آن اضافه می‌شود؛ لذا کسی هم که نبوده، باور می‌کند. قسم هم می‌توانیم بخوریم وقتی باب خلاف‌گویی باز می‌شود، این حرف‌ها هم زده می شود. بنده آن‌قدر شجاعت دارم که وقتی حرفی میزنم پایش بیستم و از عرایضم دفاع کنم و به عنوان یک شهروند و دوستدار این انقلاب که جان و خون دادیم وقتی حرفی می‌زنم، پایش بایستم و از عرایضم دفاع کنم؛ «دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست، به فسوسی که کند خصم رها نتواند کرد».

آیا باید هر کسی بر هر اریکه‌ای تکیه بزند و به نام ملت هر کاری دلش خواست انجام بدهد؟ تازه اگر بنای گوش دادن به فرمایشات رهبر معظم باشد که آقا  اول خصوصی نوشتند که به فلان آدم فلان مسئولیت را ندهید. کسی گوش نداد. دوباره مجبور شدند رسمی از صدا و سیما مطلب خود را بگویند، بعد که آن شخص را گذاشتند برای یک مقام بزرگ‌تر و بالاتر! بعداز آن این همه تغییر مدیریت برای چه؟ این مدیریت را برداریم، کس دیگر را بگذاریم. در  این چند ساله دانشگاه‌ ما 5 تا رییس عوض کرده است. الان پیشرفت‌های دنیا یکی از عللش ثبات مدیریت است. من بارها به مسئولین بلندپایه گفتم که آرزو می‌کنم سه، چهار تا از رئیس‌جمهورهای آینده به تعبیر حضرت امام «مسلسل» با یکدیگر عهد برادری و اخوت ببندند و بگویند که ما دو سه وزیر را عوض نمی‌کنیم و وزیری که امروز می‌آید 20سال در این کشور وزارت کند، از الان بشینید برای 20 سال بعد؛ برای آموزش و پرورش برنامه‌ریزی کند. چون این‌قدر این آموزش و پرورش ریشه‌ای و مهم و اثرگذار است. وزیری که نمی‌داند فردا صبح هست یا نیست، آقای رئیس قصد عزل کردن او را دارد یا نه، چه برنامه‌ریزی می‌تواند بکند؟! امنیت دومین اصل روانشناسی امروز دنیاست. آبراهام مازلو می‌فرماید: «که نیازهای آدمی پنج طبقه دارد. نیاز اول که نیازهای فیزیولوژیک و پایه‌ای است و طبقه دوم نیاز به امنیت است.» الان من و شما وقتی می‌توانیم سخن بگوییم و سخن بشنویم و آرام باشیم که فضا امن باشد. الان بگویند که احتمالاً اینجا بمب گذاشتند و امنیت فیزیکی نباشد از همه زودتر بنده فرار می‌کنم!  امنیت اجتماعی، امنیت صنفی، امنیت خانوادگی، امنیت شغلی.

اگر یک شوهر هر روز سه مرتبه به زنش بگوید که من طلاقت می‌دهم این زن دست و دلش به کار می‌رود؟ به یک کارمندی هر روز گفته شود که فردا اخراجت می‌کنیم، این کارمند می‌تواند کار کند؟ یک زنی هر روز به شوهرش بگوید که من بالاخره ازت طلاق می‌گیرم این مرد می‌تواند دیگر دلبستگی به خانه و خانواده پیدا کند؟ آن مسئول بیچاره که هر لحظه دلش می‌لرزد که نکند کسی از ما سعایت کرده و حرفی زده باشد. باید اختیار داد!

شخصی بدون نظر من رفته جایی و وسط مذاکره دیپلماتیک او را عزل کنند گور پدر حکمت این ملت، هر چه می‌خواهند پشت سر ما بگویند، بگویند؛ چون بنده دلم خواسته، شما حق نداری دلت بخواهد! (این کارها) به حکمت و عزت این ملت نیست؛ به مصلحت این ملت نیست. بعد هم بگوییم هیچ کس هم حق اعتراض و انتقاد نداشته باشد!  پسر من برای رأی آوردن این شخص کتک خورده، من هم به همین آدم رأی دادم. در آن روز وظیفه آن بود و امروز وظیفه این است.

امیرالمؤمنین(ع) بعضی‌ها را خودش نصب می‌کرد، خودش هم عزل می‌کرد. از  او می‌پرسیدند که «آقا چرا عزل کردی؟» می‌فرمود: «در آن زمان آدم خوبی بود، و امروز خبر آوردند که دارد خراب می‌کند.» عزل‌های علی‌(ع) را ببینید. ما که ادعا داریم حکومت چنین و چنانی داریم هر کسی که عزل کرده، در همان عزل‌نامه دلیلش را نوشته. عثمان بن حنین، محمدبن ابکر ... تو را به این دلیل عزل کردم. اگر مردیم دلیل عزل‌هایمان را بنویسیم ببینیم چقدرش راست است و چقدر از روی هوی و هوس است و چقدر برای عزت و حکمت این ملت است؟ اگر کسی توانست شخصی را که عزل می‌کند، دلیل عزلش را بنویسد، مردم به او تبریک می‌گویند. اما اینکه بگوییم «دلم خواسته» این چنین نباید باشد. مگر این کشور دل بخواه است؟! اصول دارد، روش دارد، اشارات و تنبیهات دارد. یک قوانینی بر این کشور حاکم است؛ دنیا هم دل بخواه کار نمی‌کند. این‌جوری نیست که رئیس جمهور هر کسی را که دلش خواست عوض کند، باید به حکمت ملت کار کرد. باید گوش به فرمان رهبر داد.  رهبر هم چاره ندارد و می‌گوید که مملکت را بهم نریزید. بین بد و بدتر که گیر می‌کند می‌گوید که فعلاً بد را داشته باشیم گرفتار بدتر نشویم.

در سی ساله انقلاب همیشه برهه حساس بوده!

رهبر هم نمی‌گوید که  حرفی زده نشود. نامه‌پراکنی‌هایی که شد و رئیس محترم قوه قضاییه نوشت که «داستان تو داستان غاصبی که همه اموال مردم را می‌گیرد و اگر آمد و مالش را خواست می‌گویی که چرا به اموال سلطان تعدی می‌کنید؟» خب این حرف خیلی بزرگ است. آقا هم در سخنان‌شان فرمودند که «این نامه‌ها اشکالی ندارد و چیزی نیست.» رد نفرمودند. اما (سخن آخر ایشان) یعنی حواستان جمع باشد؛ خیالبافی ممنوع! من آدمی هستم که در دومین دوره صدارت حضرت آقای هاشمی رفسنجانی یک سخنرانی انتقادی  در مسجدالرسول میدان رسالت انجام دادم که وسط سخنرانی کسی آمد و در گوش من گفت: «حاج‌آقا سخنرانی‌تان دارد ضبط می‌شود». پای منبر گفتم که آقا می‌فرمایند «سخنرانی‌تان ضبط می‌شود» و گفتم: «مردم! اگر من دارم اشتباهی می‌کنم بگویید که شیخ ساکت باش و بی‌خود نگو! حرف نامربوط نزن و اگر درست می‌گویم که گوش بدهید». ما انقلاب کردیم که بتوانیم حرف بزنیم و انتقاد کنیم. و الا انتقاد اعلی‌حضرتی که قبلا هم بود و لازم نبود که خون بدهیم تا دوباره برسیم سر جای اولمان!

در آن زمان هم زبان من دراز بود و کسی فکر نمی‌کند که الان زبانم تیز است. نه! آنچه که می‌فهمیم حق است و دلیل داریم و در پیشگاه خداوند باید جواب دهیم، پایش می‌ایستیم تا پای جان! در آن جایی که می‌بینیم به سمت انحراف می‌رود،حرف می زنیم. امام در وصیت‌نامه مقدسش فرمود: «ملت اگر روزی دیدید که مسئولین هم کج می‌روند خودتان وظیفه دارید که جلوی اینان بایستید.» دستور امام است! نگفته که هر کاری کردند ملت چیزی نباید بگوید. همچنین دستوری ندادند. در مقابل ظلم ایستادن این‌گونه نیست که اگر امریکا ظلم می‌کرد داد بزنید اگر در داخل ظلم دید، حرف نزنید. ظلم، ظلم است و فرقی نمی‌کند. امام در آن سخنرانی می‌فرماید: «امریکا بدتر از شوروی، شوروی بدتر از انگلیس، و همه بدتر از بدتر» وقتی قرار است ظلمی را انسان تحمل نکند چه ظلم داخلی باشد، چه خارجی؛ باید بگوید. ظلم داخلی از این جهت که خودی است ساکت‌تریم. آنجا که پای دشمن خارجی می‌شود حرفی نمی‌زنیم و می‌گوییم که ما مملکت‌مان را دوست داریم و هیچ‌وقت نمی‌رویم با بی‌بی‌سی علیه جناح مقابل مصاحبه کنیم. اگر کسی  با بی‌بی‌سی مصاحبه کرد، بله این کار او ایراد دارد. چون اون دشمن همه است. اما بین خودمان هم چیزی نگوییم؟

بنده دارم سیگار می‌کشم. پسر من که همدیگر را  دوست داریم و گوش و پوست و استخوانش از من است باید بگوید : «باباجون این ریه شما الان یک پنجمش مال خودتت است و چهار پنجمش برای مادر و من و بقیه برادر و خواهران؛ می‌شه خواهش کنم که شما در آن چهار پنجم ما دود نکنی و در آن یک پنجم مخصوص خودت دود بریزی؟!» اگر پسر من چنین حرفی زد من باید تنبیه‌اش کنم؟ نه! خوب گفته است. به خاطر صلاح من و آرامش خانواده گفته است: «کُلُکم رأع و کُلُکُمْ المسئول». پیغمبر(ص) فرموده: «همه مسئولیم».

اگر کسی بگوید که الان وقتش نیست، حرفی است که من نمی‌فهمم! شما یک وقتی تعیین کنید. در سی ساله انقلاب همیشه برهه حساس بوده و شما یک برهه در این سی ساله نشان بدهید که حساس نبوده باشد! سخنرانی حضرت امام را که پخش می‌کند می‌گوید: که «در  این موقعیت حساس کنونی،...» همیشه حساس بوده! تازه آدم عاقل هر چقدر که می‌رود جلو، باید زود آفت‌یابی کند و راه برون‌رفت از مشکلات را بسنجد و به قول اطبا پاتولوژی کند؛ به قول جامعه‌شناسان آسیب‌شناسی کند. دیر که بشود و مسیر را کج برویم، راه برگشتی نمی‌ماند.

چرا در تهران 38 درصد مردم در انتخاب مشارکت کردند؟

در انتخابات مجلس قبل خود آقایان آمار دادند که در شهری مثل تهران 40-38 درصد مردم شرکت کردند. آمارهای دیگر کمتر هم هست. در ایام انتخابات از رهبری خرج می‌کنید. در کانال‌های مختلف، 24 ساعته در ایام انتخابات تبلیغات می‌کنید، چرا 38 درصد در انتخابات شرکت کردند؟ همه ضد انقلاب شدند؟ آن 50 و اندی درصد چه کسانی هستند؟ ملت نیستند؟ موقع انتخابات که می‌شود دختر سربرهنه را هم نشان می‌دهید که قبول داریمش، انتخابات که بسته شد دوربین دوباره به سمت خانم چادری می‌رود! این حقه‌بازی‌ها چیست؟! اگر او مال این انقلاب و این نظام است بعد از انتخابات هم او شهروند ماست و جزو ملت ماست اگر نیست، پس رأیش را هم نمی‌خواهیم. ملت می‌فهمند؛ عقل دارند و تحلیل می‌کنند.

این دردهای بی‌درمان اقتصادی، هست. یک عده‌ای سیرند و عده‌ای خودفروشی می‌کنند. باید انتقاد کرد؛ منتها انتقاد دلسوزانه و به جا و به وقت. حتی می‌شود طبق این آیات قرآن( که گفته شد) به رهبری نامه نوشت؛ این (کار) ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ این پیشرفت نظام و دلسوزی مردم است. اگر کسی ضد این نظام باشد کاری ندارد! می‌گوید بعداً انفجار درونی که رخ داد نشان‌تان می‌دهیم. شاه آمده بود و کنار مجسمه ایستاده بود و می‌گفت که «کورش آسوده بخواب که ما بیداریم.» شاه که  داشت فرار می‌کرد کسی آمد و گفت اجازه هست من چیزی بگویم؟ گفت: بگو. گفت: به اعلی حضرت پدر نمی‌شد دروغ گفت به شما هم نمی‌شود راست گفت که کار به اینجا رسید. خدا نکند که جمهوری اسلامی به وضع دومی مبتلا شود که (به گونه‌ای شود) که نشود راست گفت و همه متملق و چاپلوس باشند و بگوییم آسوده باشید؛ همه جوانان انقلابی‌اند و همه دخترانان اینچنین‌اند! مملکت همه گوش به فرمانند؛ این‌جوری نیست! ما داریم می‌بینیم. یک آخوند و طلبه بیچاره سر خیابان ایستاده و تاکسی سوارش نمی‌کند. یکی، دو تا، پنج تا نیست. بنده گاو پیشانی سفیدم و مردم می‌شناسند و  احترام می‌کنند و محبت دارند و من خجالت‌زده الطاف و رهین مهربانی‌های مردم هستیم. اما یک طلبه(عادی) ایستاده برای گرفتن تاکسی؛ مسافر در تاکسی می‌گوید که  این طلبه را سوار نکن؛ آخوند سوار نکن، من کرایه‌اش را می‌دهم. همانی که می‌گوید سوار نکن، گاهی می‌بینیم مسلمان  است و سینه‌زن حضرت اباعبدالله(ع) و نمازخوان است. بنده در اروپا در همین ماه مبارک می‌رفتم در خیابان. دو زن بی‌حجاب داشتند از پیاده‌رو می‌رفتند آن‌قدر حرف‌شان را بلند گفتند که من شنیدم، گفتند: «این حاج آقا نقویان است که صحبت می‌کند. خوب حرف می‌زند»  این زن بی‌حجاب در اروپا با بودن 1500 کانال ماهواره، این را می‌گوید! این باور این مردم است.

اما اگر یک روزی رسید که خدای ناکرده مردم به این نتیجه برسند که نه، مثل اینکه یک جور دیگر است، آن روز، روز سختی خواهد بود و آن وقت همه توی سر هم می‌زنند که ای کاش انتقادی می‌کردیم و یا دادی می‌زدیم تا درست می‌شد. و کار به اینجا نمی‌کشید. منتها آن روز می‌شود نوشدارو بعد از مرگ سهراب؛ «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی؟ سنگ‌دل این زودتر می‌خواستی حالا چرا؟»

این‌ گونه جامعه را ببندیم و فکر کنیم و بعد هم بنویسیم که معلوم است که شما پیرو ولی فقیه نیستید... این‌طور نیست خواهر من! این یک اتهام است. بنده به رهبر معظم انقلاب بعد از یکی از سخنرانی‌هایی که در بیت داشتم،  گفتم: «آقا الان حضرت عزراییل تشریف بیاورد و بگوید شیخ 20 سال دیگر به عمر تو باقی است، الان هم می‌گویم و پای اعتقادم هم ایستاده‌ام. از این بیست سال، می‌خواهم بگیریم یک روز به عمر این آقا اضافه کنیم. چون 20 سال عمر تو یک روز عمر این آقاست. عمر تو که تو باشی یا نباشی چه فرقی دارد، والله و بالله به این قرآن کریم حاضرم! چون من و امثال من نباشیم اتفاقی نمی‌افتد. یک روز آن آقا اگر نباشد هرج‌ومرج می‌شود؛ قربت الی الله همدیگر را می‌کشیم! من به این منتقدم! اما  این باور من، معنایش این نیست که در جایی که انتقاد دارم نگویم؛ خفه‌خون بگیرم و سکوت کنم به خیال اینکه این بهتر است. نخیر! این بهتر نیست. این (شبکه های) تلویزیون اگر عقل داشتند این دوربین را برمی‌داشتند و می‌رفتند آنچه را که واقعیت‌های جامعه است در پچ‌پچ‌های تاکسی و اتوبوس و مترو و محفلی، این را منتشر می‌کردند.

در آنجایی که دفاع می‌کنیم، تا پای جان می‌ایستادیم و آنجایی که حرفی داریم، می‌گوییم. جامعه در زمان پیامبر(ص) آن‌قدر باز بود که عده‌ای می‌آمدند به پیامبر انتقاد می‌کردند. اما پیامبر نمی‌گفت که تو ضد ولایت فقیه شدی و اعدامش کنید. با مهربانی و محبت جواب می‌داد و علت‌ها را بیان می‌کرد؛ مردم راضی و آرام و قانع می‌شدند. حتی گاهی اوقات می‌گفت درست می‌گوید و من می‌گویم اصلاح کنند. سوره توبه را ملاحظه کنید. سوره حجرات را ملاحظه کنید. همین‌جوری خودمان یک گوشه‌ای بنشینیم و یک خیالاتی داشته باشیم و به یک نتیجه‌ای برسیم و بعد هم داد بکشیم، به خیال اینکه داریم دفاع می‌کنیم! نه برادر من! نه خواهر من! ای فدای سرت گردم غلط فهمیده‌ای! دِوا فهم و بصیرت می‌خواهد. یک کسی می‌گوید که «من بصیرت پیدا کردم و می‌خواهم انتقاد کنم.» بصیرت من به من می‌گوید که باید انتقاد کرد. آنجایی که باید تایید کرد، بله تایید می‌کنیم. کارهای خوب هم شده، است. منتها یادمان باشد یک کار اشتباه، 10 تا کار خوب را زیر سوال می‌برد. سر سفره، من بارها این مثال را زدم، ده تا غذا معطر و خوشبو هست، هل و گلاب و زعفران دارد. اما کافی است دو پر پیاز هم میل کنید. با هر کی حرف می‌زنید می‌گویند که «پیاز خوردید؟!» این همه غذای زعفرانی که خورده‌ شده گفته نمی‌شود اما چون بوی پیاز می‌آید این مسئله گفته می‌‌شود. نماد عمومیش این است.

من معتقدم که خیلی کار را خراب کرده‌ایم. این کاش یک کار را خوب می‌کردیم. تازه آن گونه هم اگر بخواهیم محاسبه کنیم می‌شود قصه‌ی شخصی که می‌رود نانوایی، نان می‌دزدید و از خرمافروشی، خرما می‌دزدید و از پنیرفروشی، پنیر می‌دزدید و اینها را ساندویچ می‌کرد می‌داد به فقرا!

یک کسی گفت «این چه حقه‌بازی است که تو می‌کنی». گفت: «حقه‌بازی یعنی چه؟» مگر قرآن نخواندی. «قرآن می‌گوید. مَنْ جاءَ بالحُسنِ فلو عَشَرَ بِالمِثالِها. هر کسی یک کار خوب کند ده برابر ثواب دارد. یک کار بد بکند. یک کیفر دارد. من صدقه دادم، صدقه ده تا ثواب داد. نان دزدیدم یک گناه است. مگه سواد نداری؟ چهار عمل اصلی نخواندی؟ ده منهای یک می‌شود نُه. پس 9 تا برای من مونده! آن شخص خنده‌اش گرفت و گفت «مثل اینکه تو مخت تاب برداشته!» این آیه را نخواندی: أنَّما یَتَقَبَلُ اللهِ مِنْ المُتَقینْ. خدا صدقات را از آدم باتقوا می‌پذیرد. مثل اینکه ما بیایم برای یک بچه‌‌ای لوازم التحریریش را بدهیم، یک تابی در خانه‌اش بزنیم، حقوق ماهیانه به او بدهیم و سپس از او سوال کنیم که«بچه حالا ما را قبول داری؟ و او هم بگوید: بله شما خیلی به من محبت کردید فقط قبلاً یک بمب زدید بابای منو کشتید!
یک عده‌ خبر ندارند؛ اخبار کانالیزه برایشان می‌آید. من دلم پر است بعضی چیزها را نمی‌توانم بگویم و بعضی‌ها تحمل شنیدنش را ندارند

باید به هوش بود؛ باید زیرکانه عمل کرد. در آنجایی که مقابل دشمن هستیم همه برادریم. واقعا با برادران اهل سنت برادریم. دریک کانال ماهواره ای یک نفر افغانی سخنرانی می‌کرد و مثلاً اشک تمساح می‌ریخت برای شیعه؛ اما به نظام و رهبری توهین می‌‌کند. امریکا آن‌قدر خوب شده که به تو پول می‌دهد که تو از شیعه دفاع کنی؟! از همین ایران زنگ می‌زنند و اشک تمساح می‌ریزند و برای کمک به این شخص پول می‌دهند. او حقه‌باز و شیاد و جنایتکار است. به ظاهر هم دارد در کتاب می‌گردد به نفع شیعه و سنگ امیرالمومنین را می‌زند. خود امیرالمومنین چنین کاری نمی‌کرد. حضرت علی بارها پشت سر عُمر نماز خوانده. و به او مشورت مشفقانه داده. در جنگ با ایران که خلیفه دوم شکست خورد. خطبه 142 نهج اللاغه را ملاحظه بفرمایید؛ عمر گفت «که ما شکست خوردیم مشورت بده علی‌جان چیکار کنیم؟ تو در همه جنگ‌ها در جلو بودی. عثمان گفته که من خودم برم خط مقدم و از نزدیک جبهه را بررسی کنم و فرمانده کل قوا را ببینند و روحیه بگیریند و از همان نزدیک ببینم مشکل کجاست.» امیرالمومنین فرمودند که «عثمان نفهمیده، تو برای چی بروی؟ تو خلیفه‌ایی،  فرمانده کل قوایی. حکومت مرکزی  دست توست. تو بروی بلایی سرت بیاید کشور هرج‌ومرج می‌شود. مَکاناً قَیم بِاالامْر و مَکاناً نظام مِن الخَرَجْ. (داستان تو مثل نخی است که این رشته‌ها دور تو پیچیده، مثل طنابی است که این مهره دور تو است) تو اگر بروی بلایی سر تو بیاید...».، علی که نمی‌خواهد با حقه‌بازی بر حکومت تکیه بزند. مشورت مشفقانه به عُمر می‌داد. نهج‌البلاغه را مطالعه کنید. همین‌طور فریاد کشیدند، اما این دردی را دوا نمی‌کند. باید با مطالعه و دقت باشد. تهمت زدن و به هر کسی انگی چسباندن، درست نیست. مگر خود آن آقا نفرمود که «جاذبه باید به اندازه کافی زیاد و دافعه به اندازه اندک.» به حمدالله دافعه‌یمان حراج میل شده و نمی‌دانیم چند نفر را جذب کرده ایم. تا حالا با این امر این برخوردها را کرده ایم یک نفر بیاید بگوید که مثلاً 50 نفر جذب شدند؟! اگر به ما نشان بدهند، ما دستشان را می‌بوسیم.

مبادا یک روزی در عهد ما، یدخلون را یخرجون بخوانند. این توهم و خیال من نیست. خدای من گواه است. من با این مردم ارتباط دارم، سرکار دارم. گاهی سوار تاکسی می‌شوم. گاهی سوار اتوبوس می‌شوم. در صف مرغ و تخم‌مرغ می‌ایستم. یک عده‌ خبر ندارند؛  از مردم بریده اند. اخبار کانالیزه برایشان می‌آید. اتفاقات با تملق و چاپلوسی برایشان گفته می‌شود. تازه من، دلم پر است بعضی چیزها را نمی‌توانم بگویم و بعضی‌ها تحمل شنیدنش را ندارند. ولی آنجا که حس بکنم تکلیفی و وظیفه‌ای بر دوشم است، به عنوان یک طلبه که یک میکروفونی در اختیارم است می‌گویم. آنجایی که گفتند به من که حرف نزنم و ساکت باشم،...


اگر هر کسی را به جرم یک انتقاد مختصر، انگ ضد ولایت فقیه و ضد انقلاب به او بزنیم، آن وقت دیگر کسی نخواهد آمد

یک شیخی من را در یک اداره‌ایی خواست و گفت که «حاج ‌آقا انتقاد می‌کنید؟» گفتم: «کجا». گفت: «در فلان مسجد شما رفتید انتقاد کردید.» گفتم: «ببخشید شما نوار سخنرانی من را گوش دادید؟» گفت: «نه وقت نداشتم.» گفتم: «خیلی تعجب است. شما دارید منو محاکمه می‌کنید، منی که سابقه‌ام معلوم است، به خودتت وقت ندادی 40 دقیقه سخنرانی من را گوش کنی؟ جواب خدا را چی می‌خواهی بدهی؟» چون یک نفر آنجا بوده و برایت خبر آورده، با این خط‌کش قضاوت می کنی؟

4تا لاتقربوا در قرآن است. لا تقربوا زنا، لاتقربوا مال یتیم، لا تقربوا فواحش، لا تقربوا صلاة. اینها حرف من نیست در قرآن آمده است. به فاحشه‌ها و زنا و مال یتیم و به نماز هم نزدیک نشود. گفتند این 4 تا یکی است؟ به نماز نزدیک نشو، ادامه دارد «و اَنْتُم سُکارا »(زمانی که عرق خوردی و مست شدی به نماز نزدیک نشو) لاتقربوا صلاة سخنرانی من را به شما گفتند، اما قسمت انتم سکارا را نگفتند و براساس این، داری قضاوت می‌کنی. روز قیامت دامنت را می‌گیرم. که اگر به قیامت معتقد باشی. اگر هم نیستی که حقه‌بازی می‌کنی. آن شخص ماند که چی بگوید. به قول بوعلی سینا گفت: "کفر چون منی گزاف آسان نبود/در دهر چون من یکی و آن هم کافر؟ پس در همه دهر یک مسلمان نبود"

اگر هر کسی را به جرم یک انتقاد مختصر، انگ ضد ولایت فقیه و ضد انقلاب به او بزنیم، آن وقت دیگر کسی نخواهد آمد. هنر ما باید این باشد که اگر کسی یک مختصر تأییدی کرد بگوییم که «تو هم انقلابی هستی».

زمانی به جزیره کیش دعوت شده بودیم. رفتیم فروشگاه سوغاتی برای بازماندگان بخریم. چون آدم شاد می‌رود، شادروان برمی‌گردد! یک جوانکی دکمه‌اش هم تا نافش باز بود و با لحنی خاص سلام داد. کمی ترسیدم، گفت: «حاج‌آقا من دین ندارم.» گفتم «خب مبارک است ان شالله».  گفت:« ولی سخنرانی‌هایت را در تلویزیون گوش می‌دهم، خوشم می‌آید.» گفتم: «پس دین داری، خودت خبر نداری.» داستان تو مثل کسی است که بیچاره خیال می‌کند فقیر است، اما در باغچه منزلش گنج پنهان است. تو وقتی از سخنم من خوشت می‌آید. من از دین حرف می‌زنم. قرآن می‌خوانم، روایات می‌خوانم، شعر حافظ می‌خوانم. این‌ها همه دین است. همین که خوشت می‌آید معلوم است که دین داری و خودتت خبر نداری. بعد هم خدا کمکت می‌کند که از آن گنجینه‌های دلت باخبر بشوی.

مردم دین دارند و خدا و پیغمبر را قبول دارند. مردم روحانیت اصیل و سالم و به تعبیر امام، «اسلام ناب» را احترام می‌گذارند. بی‌دینان هم دوست دارند. من دیده‌ام. اینها را باید جذب کرد؛ اما اینکه به هر کدام یک مارک و آرم و تهمتی بزنیم و با اردنگی بیرون بیاندازیم، نمیشود.

دوستی می‌گفت که «پریشب خانواده ما رفته هیئت و روضه. شام دادند. بچه من 6-7 ساله است و گفته که یک شام هم به من بدهید. به بچه گفتند که بچه برو. حالا هر چی مادرش می‌گوید این شام من مال تو. قبول نمی‌کند و این بچه تا صبح گریه می‌کرد و ساکت نمی‌شد. خب ای کاش این نذری را به مادر نمی‌دادی به بچه می‌دادی و می‌گفتی که شام را به بچه‌تان می‌دهم و با هم بخورید. یک جور سلیقه است.

فردا که این مادر به بچه بگوید که «بیا برویم هیئت.» عکس‌العمل این بچه آن است که می‌گوید «من نمی‌آیم. خودت برو. من می‌خواهم برنامه دیگری ببنیم.» بعد می‌گویم که مردم چرا به حسینیه‌ها و هئیت‌ها نمی‌آیند؟ چون بلد نیستیم جذب کنیم. این درد بی‌درمان ماست که خداوند به حق خون به ناحق ریخته اباعبدالله کمک‌مان کند که در مسیر  درست گام برداریم.

[ چهارشنبه 1391/09/15 ] [ 20:51 ] [ شاهوزایی ] [ ]


نقش «آی تی» در دگرگون سازی کسب و کار جهانی

نویسنده: کوین وی ونگ- مترجم: محمود بیگلری- مصاحبه ای با مدیر فناوری اطلاعات شرکت لنووو توسط شرکت تحقیقاتی و مشاوره ای مک کنزی: خانم زیااویان ونگ استراتژی خود را این‌گونه شرح مي‌دهد: «در یک مدل با مقیاس جهانی، سیستم آی تی باید با اعمال استانداردسازی روند کسب‌وکار در سطح جهان، باعث بهره‌وری بیشتر شود. اما بايد نیازهای محلی و منطقه‌ای کسب‌وکار مورد نظر را هم در نظر داشته باشد.»



برنامه‌ریزی نحوه کار با مدل اجرایی جدید برای بخش آی تی لنووو نگران‌کننده بود. سیستم آی تی موروثی قبلی باید با یک سیستم برنامه‌ریزی جامع منابع سازمانی (ERP) (برنامه‌ریزی کلیه واحدهای سازمان از طریق یکپارچه‌سازی، بهبود و مکانیزه كردن آنها توسط یک مجموعه نرم‌افزاری) جایگزین مي‌شد. این سیستم در عین ارتقا و گسترش استانداردسازی، انعطاف کافی برای رویارویی با نیازهای گوناگون محلی و منطقه‌ای را داشت. اجرای یک سیستم آی تی در اندازه جهانی، چالش بزرگی است که بسیاری از مدیران فناوری اطلاعات شرکت‌ها به اجرای آن دست زده‌اند، اما تعداد کمی از آنها موفق به انجام آن شده‌اند. در سال 2009، زیااویان ونگ، مدیر ارشد فناوری اطلاعات (CIO) لنووو شد تا روند جهانی شدن آن شرکت را رهبری کند. او به خوبی مي‌دانست که برای اجرای به موقع پروژه، بر اساس بودجه تعیین شده، باید کارها را به ترتیب اهمیت اولویت‌بندی كند و انجام دهد. در چنین شرایطی مسلما مجبور به نادیده گرفتن بعضی از موارد کم اهمیت مي‌شد. «زمان‌بندی حرف اول را مي‌زند» و «همه جا نمی‌توان به آی تی متوسل شد»، شعارهای او بودند.
مک کنزی: اهداف استراتژیک لنووو در اجرای این دگرگون سازی در مقیاس جهانی چه بودند؟
زیااویان ونگ: مهمتر از همه، ما نیاز داشتیم که سیستم آی تی چند گانه قبلی خود را، با به‌کارگیری سپ (SAP) (معروف‌ترین نرم‌افزار ERP، تولید شده توسط شرکت SAP AG)، به یک پایگاه استراتژیک تبدیل کنیم. این امر ما را قادر مي‌كند که با استفاده بهینه‌تر از فناوری اطلاعات، مدل اجرایی خویش را هرچه بهتر در سطح جهاني پیاده کنیم که در نهایت منجر به ایجاد توانایی‌هاي جدیدی، از جمله مدیریت مراودات مالی بین‌المللی با طرف حساب‌های خارجی، در کسب‌وکار شرکت مي‌شد.
مک کنزی: مشکلات کلیدی که لنووو در پروسه چالش‌برانگیز دگرگون‌سازی به آنها برخورد کرد چه بودند؟
زیااویان ونگ: شرکت با مشکلات متعددی رو به رو شد. سیستم‌هاي آی‌تی قبلی نه‌تنها هزینه نگهداری سنگینی داشتند بلکه، با قدمت 20 ساله خود، دیگر قادر به رفع نیازهای جدید کار در سطح بین‌المللی نبودند. بنابراین، نیاز فوری به تعویض آنها بود. اما، در آن زمان سیستم آماده‌ای که به سرعت جایگزین شود، وجود نداشت. سیستم سپ موجود در چین بستر مناسبی به نظر مي‌آمد. البته احتیاج به توسعه و ارتقا داشت تا بتواند مشتریان گوناگون و عملیات کاری شرکت در سطح جهانی را پشتیبانی کند. به عنوان مثال، بازار کامپیوترهای شخصی، با سود ناچیز خود، بسیار پویا است. بنابراین، ما مجبور بودیم به اولویت‌هاي این‌چنینی کار توجه بسیار کرده و در مواقع لزوم سیستم را با نیازهای موردی تطبیق بدهیم. مشکل دیگر این بود که کارکنان شرکت نه‌تنها فاقد تجربه کار در سطح جهانی بودند، بلکه فرهنگ‌هاي متفاوت داشتند و همگی ما در حال یادگیری کار با یکدیگر بودیم.
مک کنزی: برنامه‌ریزی و زمان‌بندی اجرای آن توسط مدیران آی تی شرکت به چه شکل انجام شد؟
زیااویان ونگ: در زمان برنامه‌ریزی دریافتیم که نمونه مشابهی تا آن زمان در صنعت ما اجرا نشده بود که بتوانیم از آن الگوبرداری کنیم. به این نتیجه رسیدیم که اجرای یک سیستم آی‌تی جهانی به‌طور متوسط پنج تا هفت سال زمان احتیاج دارد (البته بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌هاي خاص حاصل از ادغام که ما با آن رو به رو بودیم). با این وجود، همان زمان‌بندی پنج تا هفت سال را برای پروژه در نظر گرفتیم.
کار خود را با ارتقا و گسترش سیستم آی تی موجود در چین شروع کردیم. قصد داشتیم تا سیستم مزبور را پایگاه اصلی و پشتیبان مدل اجرایی جهانی خویش قرار دهیم. در ابتدا، نمونه‌ای از سیستم جدید را به صورت آزمایشی در کارخانه‌های شانگهای اجرا کردیم. در کانادا هم نمونه‌ای به‌صورت آزمایشی برای بخش فروش اجرا کردیم. سپس، به بخش‌هایی از جمله زنجیره تامین مواد اولیه و مالی که احتیاج به استانداردسازی جهانی داشت، پرداختیم. در حوزه‌هاي فروش و بازاریابی اقدامات فراوانی انجام دادیم. از آنجا که بازار فروش هر کشور ویژگی‌هاي منطقه‌ای خاص خود را دارد به اولویت بندی آنها پرداختیم. بازارهای نوظهور (emerging-market countries) فوریت بیشتری داشت و اقدامات کمتری را مي‌طلبید. حرکت بعدی هدف قراردادن بازارهای اشباع‌شده (mature market) خواهد بود. این بازارها با پیچیدگی‌هاي بیشتر خود، به یک سیستم آی تی پیشرفته تر احتیاج داشت که بتواند فروش را در محیط‌هايي با رقابت سخت پشتیبانی کند.
تمام این کارها را باید با بودجه محدود تخصیصی انجام مي‌دادیم. به خوبی مي‌دانستیم که بازار کامپیوترهای شخصی یکی از مشکل‌ترین حوزه‌ها است. به همین جهت تصمیم گرفتیم که در سه دوره سه ماهه رکود اقتصادی سال‌هاي 2008 و 2009 پروژه را به آهستگی پیش ببریم.
مک کنزی: آیا بخش‌هاي مختلف در زمان اجرای برنامه همکاری لازم را داشتند؟ چگونه حرکت در راستای اهداف از پیش تعیین شده را کنترل مي‌کردید؟
زیااویان ونگ: این درست است که کنترل حرکت در مسیر از پیش تعیین شده امری حیاتی است. در نتیجه، من اصول محوری‌ای را برای حرکت همسو و متوازن بخش‌هاي مختلف کسب‌وکار با واحد آی تی پی‌ریزی کرده‌ام. اصل اول این است که «قرار نیست آی تی همه کارها را انجام بدهد». ما فقط موارد کلیدی که برای انجام کسب‌وکار ضروری هستند را هدف قرار مي‌دهیم. ارتقا و افزایش کارآیی‌ها مي‌تواند بعدا صورت گیرد.
اصل دیگر «زمان‌بندی حرف اول را مي‌زند» است. ما تمام توان خود را به‌کار مي‌گیریم تا در چارچوپ زمان‌هاي تعیین شده برنامه پیش برویم. تمام بخش‌هاي دیگر شرکت با توجه به زمان‌بندی بخش آی تی برنامه‌ریزی شده‌اند. اگر حتی یک بخش از کار آی تی تغییر زمانی داشته باشد باعث اخلال در دیگر بخش‌ها خواهد شد.
پیچیدگی‌هاي چنین دگرگون‌سازی بزرگی (ادغام و جهانی شدن) به راحتی مي‌تواند مانع از انجام درست آن شود. بنابراین، شما باید یک دید جامع از تمامی روند انجام کسب‌وکارتان داشته باشید. بدین طریق قادر خواهید بود تا پیچیدگی‌هاي کار خود را بدرستی شناخته و بر اساس آن تصمیم بگیرید. مدیران ارشد فناوری اطلاعات باید مدل کسب‌وکاری را که با آن سروکار دارند به‌خوبی بشناسند؛ از جزییات سیستم آی تی قدیمی به روشنی آگاه باشند؛ از هزینه‌هاي ریز و درشت سیستم آی تی جدید اطلاع داشته باشند و البته، از همه مهم‌تر، کسب اعتماد مدیران ارشد در پیشبرد موفقیت‌آمیز پروژه نقش اساسی دارد.
مک کنزی: لطفا در مورد نحوه ارائه پیشنهاد اولیه و جلب نظر مدیران لنووو برای تغییر سیستم کمی توضیح دهید.
زیااویان ونگ: شما نیاز دارید که ضرورت تغییر در تمامی مراحل انجام کسب و کار را به مدیران سازمان نشان دهید. مدیران ارشد باید به ضرورت ایجاد تغییرات اذعان نمایند و در پیش بردن آنها در بخش‌هاي خود نقش کلیدی داشته باشند. برای مثال، در پروسه تغییر در لنووو مدیر ارشد مالی (CFO) شرکت در یکپارچه‌سازی و اجرای مدل اجرایی مالی نقش محوری داشت و حاضر شد دو بار به صورت آزمایشی با سیستم جدید دفاتر حسابداری کار کند.
همچنین، شما باید مدت‌ها قبل از اجرای عملی سیستم آی‌تی جدید برای انجام چنین تغییری برنامه‌ریزی کرده و شروع به مدیریت تغییر (change management) کرده باشید. جابه‌جایی مشتریان، تغییرات رفتاری آنان، ارائه سفارش آنلاین کالا در سیستم جدید و دیگر تغییرات همه و همه احتیاج به بررسی دقیق و طولانی دارند. بنابراین، مجریان آی تی باید قبل از هر اقدامی تمامی تغییرات (حتی جزیی) در روند انجام کسب‌وکار را به شکل مفصل و جامع شناسایی کنند. بدین طریق، آنها مطمئن خواهند شد که بخش‌هاي مختلف قادر خواهند بود تا تغییرات خود را به شکل مطلوب مدیریت كنند و همسو با برنامه اصلی پیش بروند.
مک کنزی: چه مقدار از فرهنگ سازمان را باید تغییر مي‌دادید تا قادر به انجام کارهای گفته شده باشید؟
زیااویان ونگ: قبل از ادغام، تیم‌هاي رهبری و مدیریت شرکت عموما چینی بودند. مدیریت نظامی وار و بسیار کارآمدی داشتیم. با این وجود، دریافتیم که این شیوه مدیریت بعد از جهانی‌سازی کارآیی قبلی خود را نخواهد داشت. برای انجام کسب‌وکار در چنین مقیاسی، ما احتیاج به یک تیم رهبری متشکل از فرهنگ‌هاي گوناگون و تجارب متفاوت داشتیم. نتیجه این شد که آموختیم با صبر بیشتر نظرات متفاوت را در اتخاذ تصمیمات لحاظ کنیم؛ با انعطاف بیشتر روش‌هاي متفاوت مدیریتی و ارتباطات را پذیرا باشیم.
مک کنزی: آیا کارکنان بخش آی تی مهارت‌هاي لازم برای کار با سیستم و فضای جدید جهانی را داشتند؟
زیااویان ونگ: پایگاه قراردادن سیستم موجود در چین مزیت خوبی داشت. در آنجا تعداد کافی از متخصصین با استعداد و ماهر در بخش آی تی داشتیم. با این وجود، تیم موجود تجربه راه‌اندازی، مدیریت و پشتیبانی سیستمی به این ابعاد را نداشت. بنابراین، استراتژی نیروی انسانی (people strategy) خود را بر پایه شكل‌گيري تدریجی تیم آی تی مورد نیاز بنا نهادیم. در ابتدا، از کمک متخصصین آی تی خارج از شرکت برای تقویت توانایی‌ها در بخش‌هاي مختلف از جمله طراحی، ساخت و اجرای آزمایشی سیستم استفاده کردیم.
همزمان، متخصصین داخلی شرکت به کسب تجربه لازم در حین اجرای کار پرداختند. همچنان که به مراحل بالاتر کار وارد مي‌شدیم تیم آی تی شرکت ماهرتر شده و مسوولیت بیشتری در مدیریت پروژه به عهده مي‌گرفت. این امر باعث شد که هزینه توسعه طرح تقلیل محسوسی پیدا کند.
با اینکه تغییر سیستم آی تی به سمت جهانی شدن در حال انجام بود و هزینه‌هاي خود را داشت، هزینه کلی بخش آی تی شرکت در حال کاهش بود. این هزینه از 8/2 درصد درآمد در سال 2008 به 3/1 تا 4/1 درصد درآمد در سال 2010 تقلیل یافت. این مقدار حتی کمتر از حد متوسط 5/1 تا 2 درصد در صنعت کامپیوترهای شخصی بود.
مک کنزی: آیا به نظر شما هر مدیر فناوری اطلاعاتی قادر به انجام این کار است؟ بعضی از درس‌هایی که آموخته‌اید را بیان فرمایید.
زیااویان ونگ: برای انجام چنین تغییر بزرگی، شما باید درک عمیقی از صنعتی که در آن هستید، اولویت‌هاي استراتژیک سازمان‌تان و مدل اجرایی کسب‌وکارتان داشته باشید. همچنین، باید نقاط ضعف و قوت سیستم موجود و سیستم جدید مورد نظر خود را بدرستی شناسایی کنید و آخر اینکه، با اراده و مصمم باشید. اگرچه شما به عنوان مدیر فناوری اطلاعات طراح و مجری این تغییر هستید، به خاطر داشته باشید بدون کمک و پشتیبانی مدیران بخش‌هاي دیگر سازمان، راه به جایی نخواهید برد.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=272319
[ پنجشنبه 1391/08/25 ] [ 13:26 ] [ شاهوزایی ] [ ]

معاون توسعه و مدیریت شبکه سازمان فناوری اطلاعات ایران جزییات تازه ای را درباره اقدامات مربوط به شبکه ملی اطلاعات و فواید آن تشریح کرد و گفت: یکی از شاخص های کیفی در این شبکه، ارزان شدن دسترسی به فضای مجازی است.

آقای علی اصغر انصاری در مصاحبه اختصاصی با واحد مرکزی خبرگفت: در حال حاضر همه آدرس های اینترنتی کشور شناسنامه دار شده اند و به این خاطر که با این اقدام منشا ارتباطات و تبادلات درون شبکه قابل شناسایی است، جرایم اینترنتی به شدت کاهش می یابد.

وی افزود: علاوه بر این، شناسنامه دار شدن آدرس های اینترنتی این امکان را نیز فراهم می آورد تا به لحاظ مهندسی ترافیک هم طراحی خوبی اندیشید و حداکثر استفاده را از منابع شبکه برد.

انصاری درباره شبکه ملی اطلاعات هم با بیان اینکه این شبکه به دو بخش اختصاصی و عمومی تقسیم بندی می شود، گفت: بخش اختصاصی، زیرساخت دولت الکترونیک و بخش عمومی مربوط به کاربران عام خواهد بود.

معاون توسعه و مدیریت شبکه سازمان فناوری اطلاعات ایران افزود: این شبکه با اجزای مختلفی که دارد، امکان توسعه کاربری های مختلف را فراهم می کند و اینترنت یکی از خدماتی خواهد بود که در این شبکه با کیفیت بهتری در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت.

وی بدون ذکر آمار، از متصل شدن «بسیاری از دستگاه های اجرایی تا حد زیادی» به شبکه ملی اطلاعات خبر داد و گفت: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برنامه فشرده ای برای اتصال همه دستگاه های اجرایی به شبکه ملی اطلاعات تا پایان سال دارد. انصاری ادامه داد: با این حال موفقیت این برنامه فشرده منوط به همکاری دستگاه هاست.

معاون توسعه و مدیریت شبکه سازمان فناوری اطلاعات ایران با اشاره به تصویب آیین نامه التزام دستگاه های دولتی به استفاده از نرم افزارهای بومی نیز گفت: یکی از نیازمندی های بومی سازی فناوری اطلاعات، بومی سازی نرم افزاری است و بسیاری از تهدیدات برای منابع دولتی، تهدیدات ناشی از استفاده از نرم افزارهای غیربومی است. وی این آیین نامه را دارای سه بخش مهم توصیف کرد و توضیح داد: در بخش اول، نیازهای تولید نرم افزار به بخش خصوصی اعلام می شود؛ در بخش دوم، ارزیابی محصولات تولید شده، تایید استاندارد بودن آنها و ارایه فهرستی از نرم افزارهای مورد تایید به دستگاه ها صورت می گیرد؛ و در بخش سوم گزارش مربوط به اجرای این آیین نامه در دستگاه ها تهیه و اعلام می شود.

انصاری پیش بینی کرد اجرای بخش اول این آیین نامه موجب رونق و شکوفایی تولید نرم افزار در کشور به ویژه در بخش خصوصی خواهد شد و درباره بخش آخر هم گفت: با اجرای این بخش دستگاه ها ملزم خواهند شد تا مساله را جدی بگیرند و فرآیند ترمیم، تجهیز و بهره برداری از نرم افزارهای بومی را در برنامه های اصلی خود قرار دهند.

معاون توسعه و مدیریت شبکه سازمان فناوری اطلاعات ایران مدت زمان اجرای این آیین نامه را سه سال عنوان کرد و گفت: اجرای آیین نامه به صورت تدریجی انجام خواهد شد، اما انتظار این است که در سه سال آینده بخش عمده ای از نرم افزارهای کنونی جای خود را به نرم افزارهای بومی بدهند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا با استقرار شبکه ملی اطلاعات هزینه های مردم برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز خود در شبکه نسبت به وضع فعلی کمتر می شود یا خیر؟ گفت: یکی از شاخص های کیفی که در شبکه ملی اطلاعات پیگیر آن هستیم، ارزان کردن دسترسی به شبکه است.

انصاری افزود: دسترسی به شبکه ارایه بستری است که موجب توسعه کاربری ها و خدمات الکترونیکی چه در فضای دولت الکترونیک و چه در فضای عمومی شده و سرآغاز ارایه خدمات ارزش افزوده به مردم می شود.

مطابق ماده 46 برنامه پنجم توسعه کشور وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مکلف به ایجاد و توسعه شبکه ملی اطلاعات شده است. طبق این قانون، تا پایان سال دوم برنامه (1391) همه دستگاه های اجرائی و تا پایان برنامه، 60 درصد خانوارها و همه کسب و کارها باید بتوانند به شبکه ملی اطلاعات و اینترنت متصل شوند.

[ شنبه 1391/08/20 ] [ 17:59 ] [ شاهوزایی ] [ ]
نهمین کنفرانس مدیریت استراتژیک

23 و 24 آبان ماه 1391 - سالن همایش های رازی

با ارائه گواهینامه معتبر از آکادمی بین المللی مدیریت استراتژیک و مرکز آموزش مدیریت دولتی

تلفن تماس با دبیرخانه: 88220719،88220536، 88220537،22874490 الی 2
[ پنجشنبه 1391/08/18 ] [ 10:40 ] [ شاهوزایی ] [ ]

به یادتان میاورم تا همیشه بدانید که زیباترین منش آدمی محبت اوست .پس محبت کنیدچه به دوست و چه به دشمن .که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.(کوروش کبیر )

7آبان روز امپراطوری کورش کبیر 

[ یکشنبه 1391/08/07 ] [ 22:39 ] [ شاهوزایی ] [ ]

[ شنبه 1391/08/06 ] [ 21:39 ] [ شاهوزایی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مدیریت تلفیقی از علم و هنر است و ما برای آینده ای بهتر نیازمند یاد گیری زیر و بم آنیم. تصور می کنم مدیریت امروز باچهار موضوع خواندن ،شنیدن،نوشتن و سخن گفتن به اوج می رسد . هدف از راه اندازی این تارنما تلاش درراستای افزایش آگاهی های عمومی در زمینه مدیریت امور می باشد.
لینک های مفید
امکانات وب